نقاشی های کتاب اندرزنامه : تدوام و انتها ( ۲)

 

 

      

 

1. ۲. سنت اندرزنامه نویسی در ایران

 

     اندرزنامگ ، پند نامگ و نصیحت نامه ها در فرهنگ ایرانی پیش از اسلام از جایگاه مهمی برخوردار بوده و نوعی آموزش و تعلیم راه و روش زندگی در تمامی مراحل آن بوده اند . « ادب » و « آداب دانی » بر بستر جامعه ی به شدت اخلاقی ایرانی ، از جنبه ی تعلیمی حائز اهمیت بود و در تمامی سطوح طبقات اجتماعی خود را ملزم به رعایت آن و به کار گیری توصیه ها و پند و اندرزهای حکیمانه می دانستند .

 

     در زبان پهلوی ساسانی اندرزنامه ها ، « یک رشته رسالات و کتب حکمت آمیز بود که پند نامگ یا اندرزنامگ خوانده می شد و هر چند غالب محتوای آن سخنان به پادشاهان و بزرگان و موبدان منسوب می شد مضمون آن مخصوصا" در آن چه از نوع کلمات قصار بود ، جوهر دانش و تجربه محسوب می شد و غالبا در طی امثال و تمثیلات موجز و مؤثر خود چیزی از حکمت عملی عام خلق را در بر داشت و به همین سبب با آن که اصل آن ها غالبا" به فرهنگ طبقاب اشرافی تعلق داشت از طریق نفوذ نامرئی که عامه را تدریجا" با فرهنگ خاصه آشنا می ساخت سد ّ طبقاتی بالنسبه استوار و عبور ناپذیر جامعه ی ساسانی را می شکست و از زندگی پیشه وران و سربازان و شبگردان و روستاییان تا حیات موبدان ودبیران و آزاتان و ویسپوهران همه چیز را تحت نظارت و انضباط نوعی اخلاق شادمانه اما جدی و موقر و تا حدی رواقی گونه مزدیسنایی درمی آورد .» ( زرین کوب ، 1375 ، ص 41 )

 

     این سنت در دوره ی اسلامی نیز همچنان جاری و در برخورد با ادب عربی دستگاه خلافت غنی گردید و مبنا و پایه ای برای برپایی ادب نوین فارسی شد . « حصری قیروانی در کتاب زهرالاداب نقل می کند آداب شامل ده چیزست از آن جمله سه چیز شهرجانی است که نواختن عود و بازی شطرنج و چوگان است ، سه چیز نوشیروانی است که طب و هندسه و سوارکاری است سه چیز هم تازیکانی است که اشعار و انساب و ایام عرب باشد و آن چه برهمه ی این ها افزونی دارد داستان وقصه است که در مجالس عام بین مردم تداول دارد.»( زرین کوب ، 1375 ، ص 31 )در این میان دبیران و کاتبان و عمال دیوانی و ادیبان و ندیمان ملتزم به شناخت و رعایت این مجموعه از آداب می شدند و«فراهم کننده ی لذت معاشرت و پیراستگی ذهن و روان برای فرمانروایان و ملازمان آن ها بودند . در این محیط هوش و لطافت و بلاغت و ملاحت بسیار مورد تحسین بود .» ( کرمر ، 1375 ، ص 434 ) علاوه بر این ادب با تمام این گونه مظاهر خویش برای آنان وسیله ی مزید تقرب و موجب ترقی در مناصب نیز می گشت . این گونه آموزش ادبی که در خود تفنن ، اصول اخلاقی و یادگیری فنون گوناگون را داشت ، جنبه ای کاملا" دنیوی و دنیا خواهی را دنبال می کرد .

 

    اندرزنامه ی عنصرالمعالی موسوم به « قابوس نامه » بر بستر چنین سنتی نگاشته شد و از نمونه های کلاسیک در ادب فارسی به شمار می رود. وی درانتهای کتاب می نویسد : « اکنون بدان ای پسر که هر چه عادت من بود جمله به کتابی کردم از بهر تو و از هر علمی و هر هنری و هر پیشه ای که من دانستم از هر دری فصلی یاد کردم اندر چهل و چهار باب این کتاب ، از کوچکی تا به بدین سان به پایان بردم . »

 

1. ۳. اندرزنامه ی  عنصر المعالی

     «  قابوس نامه » که با نام های « اندرز نامه » ، « پند نامه » و « نصیحت نامه » نیز آورده شده است ، نوشته ی « امیر عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر بن زیار » ، از شاهزادگان خاندان زیاری است[1] . وی در نصحیت و نشان دادن راه و رسم زندگی به فرزندش ، « گیلان شاه » ، این کتاب را در چهل وچهار باب به رشته ی تحریر در آورد .

      « چون در همه ی نسخه های موجود ِ قابوس نامه تاریخ آغاز تألیف کتاب ، به حروف نه به رقم ، 475 هجری ، ذکر شده است ، بنابراین عنصر المعالی ناگزیر تا این تاریخ حیات داشته است و با توجه به این که می گوید : در این زمان شصت و سه ساله بوده پس تاریخ تولدش نیز 412 هجری است .» ( یوسفی ، 1374 ، ص 11 )

    از لابلای متن قابوس نامه می توان دریافت که عنصرالمعالی ، « مردی است دوست داشتنی ، نجیب و دانشمند ، پخته ، پرورده ی خوش فکر و خوش بیان و صمیمی و مهربان . » ( یوسفی ، 1374 ، ص 12 ) « ضمن رهنمودهای سودمند قصه های جالب و آموزنده از هر دری در طی کلام گنجانیده است . حکایات که بر سبیل شاهد مدعا نقل می شود غالبا" با طرزی دلکش و با آب و تابی خالی از اطناب به بیان می آید . از این حکایات بعضی تاریخی و بعضی مبتنی بر دیدار و خاطره ی شخصی است که در هر حال با لحنی موقر و شایان اعتماد روایت می شود در آن چه نیز از این دو مقوله نیست حشمت و وقار گوینده ی قصه چنان محسوس است که در صحت آن ها برای انسان جای تردید نمی ماند . نویسنده با جمع بین سادگی لفظ و استواری تعبیر ، تعادل جالبی بین اجزای سخن به وجود آورده است و این معنی ، کتاب وی را برای طرح مباحث تربیتی و اخلاقی به نحو بارزی کامیاب نشان می دهد . پرهیز از صنعت گرایی و دوری  از هنر نمایی های ملال انگیز سجع سازان و قرینه پردازان عصر هم ، به این شیوه ی بیان موقر و نجیب و استوار ، لطف و جاذبه یی می بخشد که در کلام معاصران وی نشان آن پیدا نیست . خود او آن جا که در باب آیین شاعری و دبیری سخن می گوید در واقع مبنای نظری این شیوه بیان را نشان می دهد . عنصرالمعالی نیروی قضاوتی مطمئن را با عمق تجربه یی نافذ توأم می دارد . نه فقط از دانش های عصر بهره ی وافی دارد بلکه احاطه ی او بر اسرار و رموز پیشه ها و سعت دامنه ی کنجکاوی و ظرفیت نامحدود ادراک نویسنده را در هر آن چه به احوال اجتماعی عصر مربوط است نشان می دهد و همین نیز یک درس عملی برای حکام و امرای طالب تهذیب محسوب می شود .»  ( زرین کوب ، 1375 ، ص 114 )

     « علاوه بر فواید عظیمی که از حیث شناسایی تمدن قدیم و معیشت ملی و علم زندگی و دستور حیات در کتاب مذکور مندرج است ، باید او را مجموعه ی تمدن اسلامی پیش از مغول نامید . و همچنین سرمشق بزرگی است از بهترین انشاء و زیباترین نثر فارسی و به جرأت می توان « قابوس نامه »را در صف نخستین از طراز اول نثر سلِس و کامل وزیبا و مطبوع فارسی گذاشت ...ادب عرب گریبان گیر وی نشده و جز مصطلحات تازی که در آن عصر پیدا شده و بالطبع در کلام اهل فضل داخل گردیده بود ، تعمد را پیرامون لغات و الفاظ تازی نگشته است و کمتر از بیهقی و کشف المحجوب لغت تازی به کار برده است .» ( بهار ، 1381 ،  ص127 و 128)  

 


1. « وی از جمله زیاریانی است که پس از منوچهر به قابوس و مخصوصا" پس از غلبه ی ترکمانان سلجوقی بر ایران ، حکومت مستقلی نداشته و تنها به عنوان امیرزاده در قسمتی از طبرستان باقی مانده بودند ... گویا امیری وی منحصر به قسمت محدودی از گرگان و طبرستان و بسیار ضعیف بود ، چنان که وی خود مدتی دراز بیرون از ولایت خویش می گذزانید . و چون زن وی فرزند سلطان محمود غزنوی بود ، هشت سال در دستگاه سلطان مودود بسر برد ، و چندی به غزو در هندوستان گذراند ، و به غزو در سرحد های روم نیز رفت و سپس چند سال در گنجه نزد امیر ابوالسوار شاوور به فضل شدادی بسر برد ... عنصرالمعالی مردی مطلع و دانشمند بود و به زبان های فارسی و طبری اشعاری متوسط می سرود . » ( فرهنگ معین ) 

 

 

نوشته : حمید رضا محبی در ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظروز۱۳۸٥/۱۱/٢٧