نقاشی های کتاب اندرزنامه : تدوام و انتها ( ۱ )

                       

 ۱.کتاب اندرزنامه

    ۱. 1. مشخصات 

    

 

      صفحاتی از این کتاب برای اولین بار در 1950 م در شهر پاریس یافت شد و بعد کل کتاب با 109 تصویر ، که جملگی به یک شیوه ی یکسان تهیه شده اند ، بدست آمد و هم اکنون در موزه ی سین سیناتی شهر نیویورک در ایالات متحد امریکا نگهداری می شود . تاریخ نگارش کتاب ، جمادی الاول 483 هـ / 1090 م قید گردیده است . کتاب مذکور در نمایشگاه نقاشی های عربی ، ایرانی و مغولی در اواخر سال 1955 در معرض نمایش گذارده شد و در بولتن نمایشگاه مذکور با عنوان «یکی از قدیمی ترین نقاشی های شناخته شده ی موجود ایرانی » از آن نام برده شد .

      تردید هایی در مورد سندیت تاریخی این اثر وجود دارد که به وضوح بازگو نشده و هم چنین اثبات نگردیده است . اگر درستی و صحت آن واقعیت داشته باشد [1] ، یکی از با ارزش ترین کتاب های نقاشی ایران قدیم است .واژه ی اندرزنامه در زمان سامانیان وسلجوقیان رایج بوده و بعد از آن این واژه به فراموشی سپرده می شود و واژه ی قابوس نامه که ما بیشتر با آن آشنایی داریم ، جای اندرزنامه را می گیرد .

     این کتاب 187 صفحه دارد . ابعاد صفحات 28 * 36 سانتی متر می باشند . رنگ کاغذ زرد متمایل به قهوه ای روشن است و در بعضی قسمت ها ترمیم شده اند .زبان اندرزنامه زبانی ترکیبی با گویش های پهلوی و طبری است که بعضی از این لهجه ها امروزه هنوز در مازندران رایج می باشند .در نسخه ی مذکور خط خوردگی های زیادی می بینیم که نشان دهنده ی خستگی نویسنده در زمان نگارش می باشد .

زمانی که نقاشی های کتاب اندرزنامه برای اولین بار عرضه گردید ، رابطه ی بسیار نزدیکی بین طراحی پیکره های انسانی آن و نقاشی روی سفال بدست آمده از نیشابور که مرد سوار بر اسبی را به همراه جانوران شکاری به نمایش گذارده است ، به نظر می رسید . در اولین گزارش باستانشناسان در سال های 1938 ـ 1937 و 1942 م این سفالینه را متعلق به اواخر قرون هشتم یا نهم م دانسته بودند .در مقایسه با تصاویر نسخه ی اندرزنامه ، نقاشی های سفالینه ی مذکور قدری ابتدایی به نظر می رسد .

     رابطه ی فعال و زنده ای میان تصاویر اندرزنامه و نقاشی های بدست آمده از پنجیکنت که تاریخی بین قرون هفتم و هشتم م دارند ، وجود ندارد . نقاشی های پنجیکنت ترکیب ساسانی قوی تری دارند :پیکره ها بزرگتر و بدون اغراق در حرکات سر ودست و نگاه ها ترسیم شده اند . هیچ گونه تمایلی به نشان دادن طرح ها و تکرار نقش مایه های جزیی در آن ها دیده نمی شود .

 



1. تاکنون اظهار نظر قطعی در این مورد ارایه نشده است . در کتاب هایی که مورخین در باره ی نقاشی ایرانی نگاشته اند ، از آن یاد نکرده و در تحلیل های خود بدان اشاره ای ننموده اند . تنها در کتاب « بررسی هنر ایران » اثر پروفسور پوپ ،از آن نام برده شده و تصاویری از آن آورده شده است که منبع مورد مطالعه و استناد این گفتار نیز همان می باشد .

 

نوشته : حمید رضا محبی در ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظروز۱۳۸٥/۱۱/٢٠