نماد و نشانه در نقش پردازی زیلوهای تاریخی طرح محرابی ( صف ) میبد

مقدمه

زیلو یکی از دستبافته های کهن در مناطق کویری ایران است که از نظر نقوش هندسی بکار رفته در آن قابل توجه و بی نظیر می باشد . بسیاری از نقوش مذکور ریشه در نقوش کهن ایرانی داشته که در سایر عرصه های هنری نیز به کار می رفته و به لحاظ مفاهیم نمادین و نشانه های مشخص اعتقادی در نقش اندازی در زیلو نیز مورد استفاده قرار گرفته و به صورت سنتی رایج در بافت زیلو تجلی یافته است .در این میان زیلوهای طرح محرابی که خاص پوشش کف شبستان های مساجد بوده ، از تنوع و غنای بیشتری در نقش پردازی برخوردارند .تعدادی زیادی از این نوع زیلوها که متأسفانه دیگر بافته نمی شوند ، و به لحاظ تاریخی قدمتی تا پنج قرن از عمر شان می گذرد و وقف مساجد روستاها و شهرهای کوچک و بزرگ استان یزد بوده ، هم اکنون در موزه میبد نگهداری می شوند .

1.زیلو ی طرح محرابی ( صف )

     این زیلوها به جهت مفروش کردن مساجد و مصلی ها بافته می شدند و از تکرار نقش محرابی با آهنگی یکسان در امتداد یکدیگر شکل می گرفت .اساس چنین طرحی به صف نمازگزاران در نماز جماعت مسجد بر می گردد .یک زیلوی طرح محرابی در محل محراب زیرانداز امام جماعت شده و زیلو هایی در ابعاد بزرگتر با تکرار نقش محرابی ، زیرانداز صف نمازگزاران پشت سر امام جماعت خواهند بود .

     طرح محرابی پنجره گونه ای می نمایاند که رو به فضایی گشوده شده است . خطوط در یک نقطه به یکدیگر می رسند و نقوش در تقارنی دو سویه تکرار شده اند .گویی پرده های پنجره از دو سو به کنار رفته و نگاه ما به آن سوی پنجره افتاده است .این گشایش گونه گی ، به همراه خود نور و روشنایی دارد و انسان در برابر ریزش آن قرار گرفته است .

     ریشه ی این طرح را که در معماری محراب ، ایوان و طاق نماهای مکرر در مساجدو اماکن زیارتی و ... نیز داریم ، درآیین های کهن ایرانی می دانند .کلمه ی « محراب » به معنی محل جنگ ( حرب ) به نظر بسیاری از محققان ، نه تنها « معنی و ریشه ی درست قانع کننده ای در زبان عربی ندارد » ، بلکه « در اصل محراب جای جنگ نیست ، جای جنگ با شیطان هم نیست ، جای پرستش ،نیایش یا دیگر کارهای مذهبی و آیینی است . این که واژه را با حاء و نه با ها نوشته اند » ، دلیلی بر عربی بودن این کلمه نمی دانند .(حصوری ،1381 ، ص 55 ) گروهی نیز معتقدند که منظور از جنگ و حرب ، جنگ و جهاد با نفس است بنا به سخن پیامبر( ص ) که جهاد نفس را بالاترین جهاد ها اعلام کرد .

     آن چه مسلم است ، از نظر تاریخی ، ما به مکانی در معابد آیین مهر بر می خوریم به نام :  « مهرابه ». این واژه از دو پاره ی « مهر » و « آبه » ساخته شده است .آبه یا آوه یا آوج به معنی ساختمان و خانه است :مهرابه معنی خانه ی مهر .  مِهریان چون که می پنداشتند که مهر از دل سنگ (که مکانی تاریک در نظر می آید ) زاییده شده است ، در غارها یا زمین را می کندند و در زیر زمین ، محل نیایش و پرستش مهر را برپا می کردند . مهندس حامی در باره ی ساختمان مهرابه ها می نویسد : « ساختمان مهرابه ها ، سه دالان چسبیده به هم داشت . دالان میانی گشادتر و دالان های پهلویی تنگ تر با سقف کوتاه تر .میان دالان ها ستون ساخته می شد . روی ستون ها و روی دالان ها را با طاق قوسی می پوشاندند . » ( حامی ، بغ مهر ) هنگامی که این آیین از ایران به اروپا رفت ، مهرابه هایی با ساختاری مشابه در آن جا نیز بر پا گردید و پیکره های مهر را در حال کشتن گاو در مهرابه ها قرار دادند .

     قداست و پاکی مهرابه ها به عنوان مکان های مقدس ، بر دوران اسلامی نیز تأثیر گذارد و طرح آن را برای عالی ترین و مقدس ترین مکان مسجد برگزیدند و آرایه های گوناگون که جملگی اصیل و کهن بودند ، آراستند و حتی در مساجد ایرانیان شیعی ، فرورفتگی در آن ایجاد کردند تا امام جماعت در پایین ترین سطح از نمازگزاران قرار گیرد . چرا که مؤمنان در مقابل آن به صف می شدند و رو به کعبه ، خانه خدا ، به نماز می ایستند . تکرار این طرح در فضاهای معماری مسجد( ایوان ها ، حیاط و ... ) و همچنین بر کف پوش آن ، باید در این راستا ارزیابی گردد . این تشابهات و تأثیرپذیری ها وجود دارد ولی این محراب دیگر آن مهرابه های مهریان نیست . در ترکیب تازه ای قرار گرفته و معنایی دیگر یافته است .

     طرح محرابی تنها در زیلو به کار برده نشده است . همان طور که ذکر گردید در معماری و سایر دست بافته ها نیز به کار رفته است .«نقشه ی محرابی در ایران به شکل های مختلف بافته شد .محراب را به شکل های گوناگون در آورده ،اطراف و درون آن را به صدها طریق آراسته اند .»( حصوری ، 1381 ، ص 56 ) در زیلو به دلیل نوع بافت و نقوش هندسی منتج از آن ، طرح محرابی به صورت هندسی بوده و آن تنوعی که در قالی ها و سایر دست بافته های با طرح محرابی مشاهده  می شود ، وجود ندارد .

2. نقوش  به کار رفته در زیلوی طرح محرابی

     نقش های به کار رفته در زیلو به دلیل نوع بافت آن ، بر اساس زمینه ی مربع ، کاملا" هندسی بوده و از ترکیب های اشکال آن بوجود آمده اند .بسیاری از این اشکال متنوع و ترکیب های گوناگونی که یافته اند ، دارای ریشه های کهنی هستند که در سایر آثار تاریخی و هنری می توان به فراوانی آنان را یافت . گروهی دیگر برگرفته از زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم منطقه بوده و گروهی نیز با عناوینی بومی و محلی که یافته اند ، بدور از مضامین کهن خود ،  در قالب تعابیر و معانی تازه ای خود نمایی می کنند .ترکیب نقش مایه های موجود ، ساختاری منحصر به فرد به نقوش زیلو بخشیده و با نوع کاربری آن کاملا " منطبق است .

     به جرأت می توان گفت که نقطه شروع اکثر نقوش و نقش مایه ها ، نقش چلیپا است . چلیپایی که در مرکز نقش شروع به حرکت در چهار جهت اصلی نموده و با حرکت های گوناگون خود اشکال متنوعی را به بوجود می آورد که در نهایت به هشت ضلعی منتهی می شوند .به عبارت دیگر مرکزیت مربعی وجوددارد که در سیر روند گسترش خود به هشت ضلعی تبدیل می شود .هشت ضلعی ازتوان و انرژی بیشتری نسبت به مربع برخوردار است چرا که از جنبش وحرکت دومربع بر یکدیگر بوجود می آید و خود مقدمه ای است برای تبدیل شدن به دایره .

3.ترکیب بندی نقوش در زیلوی طرح محرابی (صف )

     « مقصود از ترکیب کنار هم چیدن عناصر ، و در مورد هنر نقش هایی است که در نهایت وحدت ایجاد کند . یگانگی ، هدف شکل و محتوای ترکیب است ... نقش ها باید با یکدیگر سازگار و همجنس باشند ... مناسب دیگر اجزاء کنار خود و زمینه کار باشند .» ( حصوری ، 1381 ، ص 77 )  

     نقوش زیلو از امکانات ترکیب و هم نشینی فوق العاده ای برخوردارند. این موضوع سبب گردیده تا بافنده با سلیقه و نظر خود که ریشه در سنت های گذشته دارد ، دست به ابداع ترکیبات و سامان بندی های تازه ای در کارش بزند .ساختار نقوش به طوری است که به راحتی در کنار یکدیگر نشسته و به تکمیل هم می پردازند .عدم وجود یک طرح و نقشه ی از پیش تعیین شده در زیلو ، توان و سلیقه ی استادکار را در هر زیلو به چالش می کشاند .

     در زیلوی طرح محرابی صف ، ترکیب بندی و آرایش نقوش از اهمیت خاصی برخوردار است . کاربرد این نوع زیلو ، استادکار را بر آن می دارد تا آن چه که در عملکرد زیلو مطرح است ، سوای زیر اندازی صرف ، را در نظر داشته و به طرح اندازی مشغول گردد . به بیان دیگر ضوابط و معیارهای ترتیب نقوش را طرح محرابی آن تعیین می کند . در این نوع زیلو مشخص نمودن جهت قبله اهمیت دارد لذا زیلو دارای سمت بالا ( به سوی قبله ) و پایین می شود . برای هر نماز گزار می بایست جای بر پا ایستادن ( قیام در نماز ) و سر بر مّهر نهادن ( سجده در نماز ) معین گردد . و چون ردیف هایی از محراب ها به موازات هم شکل می گیرند ، پس می تواند در هر ردیف نقشی جداگانه بیاندازد و یا بر هر محراب نقشی مجزا ببافد .ترکیب در زیلوی محرابی صف ، ساختاری بر اساس مربع دارد .

4.عبادت و نشانه ها در نقوش زیلوی طرح محرابی

      در باره ی هر نقش و نشانه های هر یک از آن ها پیش از این بحث گردید . آن چه که در این بحث مورد نظر است ، انتخاب ، ترکیب و هم نشینی نقوش و شکل گیری بافت منقوش طرح محرابی صف در ارتباط با کاربری خاص آن در پوشش کف مسجد به عنوان محل عبادت و زیرانداز نمازگزار است .

     گرچه خواندن نماز ، به عنوان نخستین عبادتی که در دین اسلام تشریع گردید ، در هر مکانی مباح می باشد لکن سزاوار است که در بهترین اماکن ،در مسجد برگزار شود ؛ به ویژه که تأکید بر برپایی نماز جماعت است . مسجد مکانی برای عبادت و ارتباط با خداست ، خانه ی خداست .خانه ی خدا مکان آرامش و اطمینان واظهار بندگی ست . خلوتی و سادگی می باید بر فضای مسجد حاکم باشد تا هر آن چه که انسان را از یاد خدا دور می سازد و از موانع حضور قلب هستند ،در معرض دید نباشند . توجه به زیلو به عنوان یک زیر انداز ساده و ارزان و با دوام در مسجد را از این زاویه باید دید که خود نشانه ای ست بر پاکی و بی آلایشی و خضوع و خشوعی که در برابر خداوند ، مؤمن مسلمان باید داشته باشد و از شرایط نماز است .[1] 

     از دیگر شرایط مهم نماز ، غصبی نبودن و مباح بودن جایی است که در آن نماز خوانده می شود . زیرانداز مؤمن باید نشانه ای از این مساله بر خود داشته باشد تا نماز گزار سببی برای نگرانی از این بابت نداشته باشد .هر چند که درمسجد قرار داشتن خود نشانی از مباح بودن زیرانداز است ولی برای تأکید بیشتر ؛ زیلوی مسجد را با وقف نامه هایش مزین می کنندتا نمازگزار مطمئن باشد . کتیبه های زیلو نشانه ای است بر فراهم بودن این شرط از قبولی نماز .

     انسان به هنگام نماز ، نباید به آسمان نگاه کند( توضیح المسایل امام خمینی ( ره ) ) باید « چشم را کنترل کند و به اطراف نیندازد بلکه در حال قیام نظرش به محل سجده اش و در حال رکوع نگاهش به میان دو قدمش و در حال سجده  چشمش به طرف بینی و در حال تشهد بر دامنش بنگرد .» ( آیت اله دستغیب ، 1362 ، ص 92 ) این ها جملگی برای از بین بردن موانع حضور قلب  به هنگام نماز است . در نتیجه زیلویی که زیرانداز نمازگزار است باید منقوش به نقش هایی باشد تا خود به مانعی در راه حضور قلب مبدل نگردد . و می باید زمینه ای فراهم سازد تا به کمک نشانه های نقش شده ، مؤمن شرایط نماز را به جا آورده و آنگاه به نماز بایستد .

     از مقدمات نماز ، استقبال ، یعنی رو به قبله بودن است . وجود محراب در مسجد ، نشانه ای ست برای مؤمن تا سمت و سوی قبله را در دسترس ببیند و بدان جهت به نماز بایستد . زیلوی طرح محراب نیز بر این مبنا طراحی شده که در اولین نگاه سمت قبله را برای نماز گزار مشخص کند ، نشانه ای برای به استقبال رفتن ، رو به یک سو بودن و همگی در یک جهت قرار داشتن . خود قبله نیز نشانه ای ست برای «اولین معبد و اولین مسجدی که برای عبادت خدای یگانه ساخته شد . مارا به تاریخ گذشته مربوط می کند : سنت ابراهیم و قبل از ابراهیم همه را به یاد آورید .»(آیت اله مطهری ، 1370 ، ص 189) همان گونه که ایستادن رو به قبله ، « خود نوعی شکل دادن به عبادت » (آیت اله مطهری ، 1370 ، ص 190 ) است ، همین مساله خود سبب شکل بخشی به زیلوی طرح محرابی صف است ، به طوری که زیلوی مزبور را می توان  انعکاسی از شکل نماز جماعت بر کف مسجد برشمرد ، تجسم عبادت دسته جمعی . و هنگام خلوتی مسجد نشانه ای از حضور جمعیت نمازگزار است .

     از دیگر مقدمات نماز ، طهارت و پاکیزگی است ، هم از جنبه ی ظاهری و هم از جنبه ی باطنی . از امام صادق ( ع ) نقل است که فرمود : « هر گاه به در مسجد رسیدی پس باید بدانی که سلطان عظیم را قصد کرده ای که بر بساط و مجلس او قدم نمی گذارد مگر کسانی که پاک شده اند . » ( آیت اله دستغیب ، 1362 ، ص 105 ) و چون روح عبادت تذکر است ، پس مؤمن مسلمان باید همیشه در تذکر این نکته باشد که «در حضور چه کسی می خواهم بایستم [2]».نشانه های تذکرات این مطلب را در نقش هایی که در زیلو بررسی کردیم ، می توان یافت : شانه ( آراستگی ) ،ترازو ( تعادل و آرامش که به حضور قلب و پاکی باطنی مؤمن بر می گردد ) ، سرو ( وقار  ) و گیاهان با برگی های افتاده رو به پایین ( خضوع ) و ...

      مساله ی دیگری که در باب نماز از اهمیت زیادی برخوردار است و پیامی درونی برای انسان به همراه دارد ، « نوعی وقت شناسی و تمرین احترام گزاردن به نظم زمانی و وقتی است ». (آیت اله مطهری ، 1370 ، ص 192) «نماز یک زنگ بیداری و یک هشدار در ساعات مختلف شبانه روز است . به انسان برنامه می دهد و از او تعهد می خواهد ، به روز و شبش معنا می دهد و از گذشت لحظه ها حساب می کشد .» ( آیت اله خامنه ای ، 1377 ، ص 10 ) این توجه به نظم در زندگی ( به ویژه در زمان ) که خود به نوعی باز تذکر است ، در نقوش زیلوی طرح محرابی صف به وضوح خود را به نمایش می گذارد و در برابر مؤمنی که نگاه بر زمین دارد ، تجسم می یابد .نظم ، سامان و آرامش به دنبال دارد ، فرصت تعقل و تمرکز بر آن را فراهم می سازد ، سدی است بر سر راه عجله و شتابزدگی ،که از موانع حضور قلب است [3]. نظم  ، نوعی تکرار آهنگی است با فواصل معین ، به مانند تپش قلب سالم ، گردش فصول ، چرخش کواکب و از همه مهمتر نماز و ذکر و تسبیح خداوند . ذکر یا به قولی نظمِ مکرر ، اطمینان و امنیت به همراه دارد ، نگرانی ها را دور می سازد ، حالت تقرب ایجاد می کند  و پیام می رساندکه در حضور خداوند جای هیچ دلهره ای نیست . نظم و تکرار در نقوش زیلوی محرابی صف در زیر پای نمازگزاران از این منظر خود نشانه ای ست برای مؤمن مسلمان تا دریابد که بر چنین زمینه ای است که می توانی کمال یابی و عروج کنی ، « نماز نردبان مؤمن است »[4].

     در بررسی نقوش اشاره شد که زمینه هندسی پیدایی نقوش زیلو ، شکل مربع است و مابقی نقوش از دل این زمینه ی مربعی پدیدار می شوند . گفته شد که در زیلوهای محرابی صف ، نماز گزار به هنگام قیام پا بر مربع ها گذاشته و سر بر تیزی طرح که مشخص کننده ی قبله است ، می ساید . همچنین گفته شدکه تمامی نقش ها مسیری رو به گسترش دارند ، آن هم در تمامی جهات ، با تأکیدبر یک جهت خاص و به طوری که طرح محراب خود در مجموع حریمی است رو به سمتی مشخص ، همان سویی که در نماز مکرر آن را بر زبان می آوریم : « صراط المستقیم » .

      انسان در نماز که بر زمین ( مربع ) به قیام ایستاده ، و رو به سوی خدای خود دارد و به عبادت و اظهار بندگی می پردازد ، در زندگی خود حرکتی را آغاز نموده که نهایتش ، کمال و آرامش و قرب است ، به بیان حدیث فوق الذکر ، به معراج رفتن است ، همچون سرو قامت افراشتن به نیت قرب است . انسان تا زنده است در نماز و عبادت خویش مدام از زمین که نشانه ی دنیای مادی و غفلت ست ،جدا شدن را تجربه می کند ، زوایای خشک و پابرجای آن را به جنبش وامی دارد تا حرکتی صعودی را سبب شود .این گونه است که زمینه ی مربعی نقوش زیلو مدام در تکاپوی تبدیل شدن به هشت ضلعی هستند و اشکال گوناگونی از هشت ضلعی را فراهم می سازند . لکن قادر به دایره گشتن نیستند چرا که حد ماهیتش چنین است . آن را برای کف مسجد بافته اند و مؤمن مسلمان بر آن می ایستد ، آن را بر زیر پاهای خود می اندازد و چشمان خود را بر غفلت هایش می بندد . ولی باید باشد تا سبب ساز عروج انسان گردد همان طور که برای رسیدن به دایره باید از هشت ضلعی عبور کرد .

     انسان در محاصره جهات است : بالا و پایین ، چپ و راست ؛ مشرق و مغرب ، شمال و جنوب . میل هر آن چه که در طبیعت است به سوی این جهات است . ولی آیا خداوند به سوی خاصی نظر دارد ؟ مطمئنا" چنین نیست : « مشرق و مغرب هر دو ملک خداست پس به هر طرف رو کنید به سوی خدا روی آورده اید ، خدا به همه جا محیط است و به هر چیز داناست . » [5] آن چه خدا می خواهد ، یک جهتی ست .

     در نقوش زیلو ی طرح محرابی صف ، ما با نقوشی مواجه می شویم که از نقطه ای شروع و به جهات اصلی گسترش می یابند و در اطراف خود مدام پیچیدگی هایی را شکل می بخشند . ولی در مجموع در بافتی وارد می شوند که جملگی رو به سوی قبله دارد .هم نشینی این نقوش در راستای یک جهتی شدن است . هشت پر ها و چلیپا های شکسته یِ مدام در حال چرخش ، توسط مربع ها محاط شده و بر جایی نشانده شده اند تا در راستای تیزی جهت نمای طرح محراب قرار گیرند .حرکت های رو به بالا و پایین نشان داده می شوند ( به ویژه در نشان دادن گل ها و گیاهان )ولی حرکت رونده به سوی اوج محراب محسوس تر است . روایتی از حضرت رسول ( ص ) رسیده است که می فرماید : « نماز بخوان نماز شخصی که وداع می کند ( آخرین نمازش می باشد ) وقتی شروع  به نماز می کنی بگو این آخرین نماز من در دنیاست و چنین می باش مثل این که بهشت در برابرت و آتش زیر پایت و عزراییل پشت سرت و پیغمبران در سمت راستت و ملایکه در سمت چپ هستند و پروردگار از بالای سرت بر حالت آگاه است پس نگاه کن در برابر کی ایستاده ای و با کی مناجات می کنی و کی به تو می نگرد . » ( آیت اله دستغیب ، 1362 ، ص 15)

     رنگ انتخاب شده برای زیلوهای طرح محرابی صف همان طور که اشاره شد دو رنگ آبی لاجوردی و سفید است . آبی لاجوردی در طول تاریخ همیشه برای مردم ایران کیفیتی روحانی و مذهبی داشته است .این رنگ انتقال دهنده ی روز به شب و شب به روز است . بستر و زمینه ای برای طلوع و غروب خورشید است ، لحظاتی که تقرب می آورد . سفید پاکی ، قداست و روحانیتی در خود نهفته دارد که هر گونه آلودگی و زشتی را سریع نمایان می سازد . سفید یادآور بهشت است[6] . مؤمنان در بهشت سفیدرویند[7]و شرابی سپید و روشن می آشامند[8] . 

     این دو رنگ در کنار یکدیگر سبکی و خنکی به همراه دارند و یادآور روزهای آفتابی پس از باران در فصل بهار می باشد : آسمان پاک و نیلگون با لکه های ابرهای متراکم و مدام در حال تغییر شکل ، زمانی که انسان بیشتر از هر وقت دیگر به آسمان می نگرد و احساس شادمانی و وجد دارد . به هنگام نماز این نمای رنگین از آبی لاجوردی و سفید بر زیر پای نمازگزار گسترده می شود تا با سبکبالی افزون تری از زمین و نیروی جاذبه اش ( غفلت هایش ) کنده شود . بارها از زبان مردم شنیده ایم که پس از نماز احساس سبکی دارند . 

(جهت مطالعه ی متن کامل این مقاله به مجله ی گلجام ، نشریه ی علمی انجمن فرش ایران ، شماره یک ، زمستان ۱۳۸۴ ،صص ۶۰ ـ ۴۲ ؛ مراجعه نمایید .)


 

1. انسان باید « در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد . و متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند عالم بسیار پست و ناچیز ببیند و اگر انسان در موقع نماز کاملا" به این مطلب توجه کند ، از خود بی خود می شود ...» رساله ی توضیح المسایل امام خمینی . .«

«سید بحرالعلوم در منظومه ی فقه خود در این زمینه اشعار جالبی دارد که ترجمه ی بعضی از آن ها چنین است : بر تو باد مراعات حضور و اقبال قلب در همه گفته ها و کارهای نماز و همچنین راستی در نیت و عبادت که حقیقت نماز همین است و از نماز بنده همانقدر پذیرفته است که در آن اقبال قلب داشته باشد . » ( آیت اله دستغیب ، 1362 ، ص 16 )

۲. « در حالات امام چهارم حضرت علی بن الحسین زین العابدین ( ع ) چنین رسیده که هنگام وضو گرفتن رنگ مبارکش از خوف خداوند زرد می شد . سببش را که پرسیدند فرمود : آیا نمی دانید که در حضور چه کسی می خواهم بایستم . » ( آیت اله دستغیب ؛ 1362 ، ص 109 )

۳. « انسان باید مواظب باشد که به عجله و شتابزدگی نماز نخواند .» ( توضیح المسایل امام خمینی ( ره ) )

۴. » الصلوة معراج المؤمن » ، حدیث نبوی . ( آیت اله خامنه ای ، 1377 ، ص 12 )

۵. سوره بقره ، آیه ی 115 . 

۶. پیامبر ( ص ) در باره ی بهشت می فرمایند : « خداوند بهشت را سفید آفریده و سفیدی از همه ی رنگ ها پیش خدا محبوب تر است . »    ( نهج الفصاحه ، ص 141 )

۷. « اما سفید رویان ( یعنی مؤمنان ) در بهشت که محل رحمت خداست در آیند و در آن جاوید متنعم باشند . » ( سوره ی آل عمران ، آیه ی 107 )

۸. « شرابی سپید و روشن که آشامنده لذت کامل برد . » ( سوره ی صافات ، آیه ی 46 ) 

 

نوشته : حمید رضا محبی در ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظروز۱۳۸٥/۱٠/٢۳