فرهنگ و هنر در دوره ی ساسانی

         ساسانیان با فرهنگی بر مبنای ایران دوستی ، نژاد و خون و بازگشت به سنت های گذشته با محوریت دین زرتشت و آیین مزدیسنایی آغاز نمودند . اردشیر اول ، خود را به عنوان یک وارث معرفی می کند ، لذا وظیفه ی خود می داند که به حفظ و صیانت آن چه که مرده ریگ آیین شهریاری است ، بپردازد و هَم خود را در بازسازی گذشته صرف کند . ساسانیان حتی پا را از فرهنگ و سیاست هخامنشیان عقب تر گذاردند و چهره و نمودی الهی برای خود قایل شدند .[1]    «اهورامزدا » در چهره و موقعیتی انسانی و همتراز با شاه ، و رفتار و فعل او برابر با اعمال شاهانه در زمین طرح می شود . خدایان دیگر نیز جایی برای خود یافته و در موقعیـت های تعیین کننده تری نسبت به قبل ، قرار می گیرند . تصاویر رسمی شاهی شکل و الگوی خود را از سنت های سده های پیشین اخذ می کنند و هر آن چه نماد ها و نشانه های کهن آیین مزدیسنایی ست ، یک باره زنده شده و به کار گرفته می شوند .[2]

     فرهنگ ساسانی در ابتدای کار خود نیازمند اقتدار سیاسی و نظامی و در مرحله بعد اقتدار مذهبی ست. اگر اقتدار را « قابلیت ایجاد اطاعت »[3]  تعریف نمایم ، ساسانیان کوشیدند تا تمامی سرزمین های ایرانی را در چهارچوب اقتدار سیاسی ، نظامی و مذهبی خود به صورت یک واحد یگانه ی فرهنگی ملی درآورند . این واحد یگانه ی ملی ، که برخاسته از ایده ی سیاسی بزرگی بود و به صورت یک جهش سیاسی ناگهانی خود را نمودار ساخت ، نیازمند فرهنگی منسجم و یک پارچه بود تا بتواند از جنبه های گوناگون خود را تقویت و تثبیـت نماید .

     کوشش ساسانیان در راستای تدوین و نگارش متون مذهبی و ایجاد تشکیلات منظم مذهبی و آموزشی روحانیان زرتشتی،که تمامی باورها و سنن را یک دست و آن گونه که ساسانیان می خواستند ، می نمود ؛ طرح زبان فارسی میانه به عنوان تنها زبان رسمی سراسر ایران و بوجود آوردن ادبیات موسوم به پهلوی[4] ؛ شکل گیری کارگاه های سلطنتی در زمینه ی تولید اشیاء و ظروف فلزی مجلل با طرح ها و نقوش کهن شرقی و به کارگیری روش های خاص نظامی و آموزشی که از گذشته های دور در باورهای اوستایی باقی مانده بود ، را باید در این رابطه ارزیابی نمود .  

     این ایده ی بزرگ ساسانی ، هر چند بر بستر اجتماعی یک نیاز تاریخی در دوره های قبل ، شکل گرفته بود[5]، در ماهیت خود دارای ویژگی های خاص و ذهنی فراوانی است ، لذا تولیدات فرهنگ ساسانی در زمینه های ادبیات ، شعر ، نقاشی ، معماری ، نقش برجسته های صخره ای و ظروف مجلل جملگی درخدمت تجلیل و بزرگداشت فرهنگ حاکم و جنبه های خاص و ذهنی فوق العاده قوی آن است .در نشانه های این فرهنگ ، هیچ نشانه و نمودی از زندگی سایر طبقات مردم دیده نمی شود ، هرآن چه که نمود می یابد در دنیایی پر از موفقیت های سیاسی و نظامی و یا نشان هایی برای نیک بختی و سرور و شادمانی ست . ابعاد و اندازه ها برای انسان های فوق العاده ای ست که اعمالی خارق العاده از آنان سر می زند و در دنیایی سوای زمان و مکان جاری بسر می برند ؛ دنیای که دور از دسترس سایر مردمان است و آنان تنها می بایست متأثر از غرورآفرینی وافتخارآوری و ستایش از پیروزمندان باشند .  

     تاریخ نویسی به معنی ثبت وقایع مهم ، در دوران ساسانی از جایگاه والایی برخوردار بوده است ، هرچند که از خدای نامه ها ، اندرزنامه ها و سایر کتبی که تاریخ نویسان اسلامی از آنان یاد می کنند ، کمتر اثری باقی مانده است .

     « از آثاری که از دوره ی ساسانی در دست است چنین بر می آید که شاهان این خاندان به ثبت و ضبط وقایع خاصه آن چه که باعث شهرت و آوازه ی نام ایشان می شده ، علاقه ی بسیاری داشته اند و این علاقه در آثار مؤلفین عرب نیز منعکس شده است . جاحظ گوید : « ایرانیان به واسطه ی میل و رغبت فراوانی که به حفظ آثار و اخبار داشتند ، وقایع بزرگ و کارهای عظیم خود و همچنین اندرزهای سودمند و اموری را که موجب شرف و سرافرازی ایشان می بود در دل کوه می نگاشتند و یا در بناهای بلند و استوار به یادگار می گذاشتند ، و بدین سان آن ها را از خطر زوال محفوظ داشته برای همیشه پایدارمی ساختند .»[6] 

      سرگذشت بزرگان و یا سرداران نامی و پهلوانان دوره ی ساسانی یا پیش از آن ، موضوع داستان هایی می شود که در دوره ی ساسانی نگاشته می شوند ، از آن جمله اند : داستان بهرام چوبینه ، شهربراز و پرویز ، رستم و اسفندیار و ... . این شکل از ادبیات حماسی و قهرمانی آن چنان قوی و مؤثر بوده اند که به صورت سنتی رایج در دوران اسلامی نیز تداوم می یابد . آن چه که در این داستان های حماسی می گذرد و یا روایت می شود «از هر بابت فراتر و بزرگتر وگسترده تر از اندازه های معمول زندگی و واقعیـت عادی است .» [7]

     « اقتضای معنوی و فرهنگی دوره ی ساسانی سبب شده که دو کارکرد متناسب با نیازهای آن دوره در آرایش تاریخی ـ حماسی داستان ها مورد تأکید قرار گیرد و در هم آمیزد . نخست این که وجهی کاملا"معنوی ـ مذهبی به کل صورت مدون بخشیده شود ؛ دوم این که بر ضرورت سیاسی ترغیب مردم به حفظ وحراست ایران و تقویت غرور ملی به گونه ای که خود آنان می طلبیده اند ، تکیه شود.»[8]

     اصلاحات اجتماعی ، یا به گفته « آلتهایم » ، فئودالیسم خسرو انوشروان ، قدری از جنبه های ذهنی فرهنگ مذکور کاست .همان گونه که در عرصه های اقتصادی و مدنی ، جنبه های اداری و عینی شکل می گیرند ، در عرصه فرهنگی نیز شاهد شکل گیری و شکوفایی دوره ی درخشانی از فعالیت های علمی و ادبی هستیم .

       علاوه بر فرهنگ ملی ، ساسانیان ، تحت تأثیر جریان های فکری و فرهنگی شرق و غرب نیز بوده اند . نفوذ عناصر تفکر هندی از شرق ، چه از طریق مبادلات تجاری و چه از طریق برخورد با اقوام مهاجم شرقی و حضور پزشکان هندی در گندی شاپور از یک سو و حضور و نفوذ مسیحیت و تفکرات نوافلاطونی و فرهنگ رومی که از طریق سرزمین هایی که مدام بر سر آنان میان ایران و روم کشمکش سیاسی و نظامی بود ، فرهنگ ایران ساسانی را به محل برخورد و تلاقی خود بدل کرده بودند . ساسانیان بنا به موقعیت های سیاسی ، گاه سیاست چشم پوشی و تساهل را به کار می گرفتند و گاه با شدت عمل و حتی تصفیه های خونین بر علیه آنان اقدام می کردند .

     یکی از مهمترین ثمرات برخورد و تلاقی شرق و غرب در ایران ساسانی ، نهضت ترجمه ای است که بدنبال یک سلسله سفرهای روشنفکران ایرانی و حضور دانشمندان یونانی ، هندی و مسیحیان سریانی در ایران شکل گرفت . زبان فارسی پهلوی در این مقطع نقش واسطه ای را پیدا کرد تا غربیان را با شرقیان پیوند دهد و حاصل آن پیشرفت های علمی گردد که در دوران اسلامی تحقق یافت . اکثر محققان جایگاه ایران ساسانی را تنها در گردآوری و انتقال علوم می دانند وعلتش را هم وضعیت اجتماعی جامعه ساسانی معرفی می کنند . « اینوسترانتسف » در این باره می نویسد :

     « در خصوص فعالیت نسبتا" دامنه دار ایران ساسانی ما بحث کرده ایم . این فعالیت بیشتر از این جهت دارای اهمیت است که در حکم حلقه ی اتصال بوده ، یعنی اولا" علوم یونان را به مشرق انتقال می داده و ثانیا" علوم مذکور را با میراثی که ایران ساسانی از زحمات متمادی علمی فرهنگ های سامی آسیا و از علوم هندی بدست آورده بود ادغام می کرده . نمایندگان اصلی این فعالیـت ایرانی ها نبوده اند بلکه مسیحیان مخصوصا" سریانی ها ، نسطوریان و مونوفیزیت ها بوده اند که از مکتب ادس بیرون آمده بودند .»[9]

      و در دنباله می افزاید :

     « در باره ی شرکت ایرانیان در این فعالیت مشکل می توان اظهار نظر کرد و در هر حال فعالیت مذکور چندان مهم نبوده . باید متذکر شدکه خاصیت این فعالیت چنان بوده که مجال ومیدان مناسب برای بوجود آوردن آثار بکر ( علمی ) نمی داده است و اغلب به صورت گردآوری آثار دیگران و ترجمه و تفسیر تألیف های دانشمندان یونانی و هندی در فلسفه و نجوم و پزشکی وریاضی و فیزیک و امثال آن بوده . فعالیت معنوی ملت ایران در عهد ساسانیان در این زمینه نبوده... .»[10]

     « اینوسترانتسف » عمده فعالیت معنوی و فرهنگی ایران ساسانی را که حتی پس از سقوط ساسانیان نیز تداوم یافت و بر سایر ملل و اقوام نیز تأثیر گذارد ، « سنت ادبی تاریخی یا پهلوانی ایران »می داند .«فرانتس آلتهایم »در تجزیه وتحلیل خویش از رمان اسواری بهرام ـ که به زندگی بهرام چوبینه می پردازد ـ نیز به این مسئله به طور ضمنی اشاره دارد . شکل گیری اشراف سواره نظام در اواخر دوران ساسانی وبدنبال آن بوجود آمدن ادبیاتی که به توصیف وشرح ماجراجویی ها ودلاوری ها و ستایش عظمت های ازدست رفته ی قهرمانان و پهلوانان و شاهان با مایه های افسانه آمیزمی پردازد ، نوعی تلاش در جهت بازسازی و یادآوری گذشته ای است که در حال فروپاشی است . شکل و ساختار این سنت ادبی ، تنها در اواخر دوره ی ساسانی پس از یک سلسله اعوجاجات بزرگ مذهبی و سیاسی و اصلاحات خسرو اول است که فرصت ظهور می یابد ، و از دل سنت های شفایی روایت داستان ـ سروده های پهلوانی و حماسی ، قالب ادبی  متولد می شود که تمامی سنت های اخلاقی ایرانی را در خود جمع آورده و به صورت «رمان » های ادبی عرضه می کند.[11]

     « آلتهایم » در باره ی مضمون رمان اسواری بهرام ، می نویسد :

     « رمان بهرام با آثار آغازین قرون وسطی که همگی اضمحلال را می ستایند و به عظمت سپری شده نظر دوخته اند ، در یک صف قرار می گیرد .این ها روانشناختی و ، به زبانی دیگر ،انگیزه مند نیستند بلکه ماوقع را در عظمت نازدودنیش بزرگ و ساده نشان می دهند .کجاست آن نوشته ای که این گونه ازوظایف و تضاد وظایف سخن گوید ! چاکر و شاه ، پدر و پسر ،مهمان و مهماندار ، موضع پادشاهان در قبال یکدیگر ، سپاسگزاری و کین خواهی ، و وفاداری و سرکشی که بیش از این احتیاج به شمارش نیست . همه جا سخت ترین معیارها گذارده می شود : به پهلوانان و همچنین شاهان ، به دوستان و همقطاران ، و به زیردستان .هیچ کس مبّرا از انتقام نیست هر چند تحت انقیاد عمل کرده باشد و حتی اگر به میل و اراده ی خود بدان دست یازیده باشد . اما هیچ کسی هم تعلل نمی ورزد در این که مسئولیت عمل خود را به عهده گیرد و آن را بی شِکوِه و سربلندانه پذیرا می شود . این ها مردان و صفات مردانه ، پهلوانان ، و شرافت پهلوانانه ای است که فضای این رمان را سرشار می کند و حتی طبیعت ناهمگونی همچون خسرو را تا تمامی فرازش بالا می کشد .این دنیا ، دنیایی مردانه ، اما همزمان دنیایی عمیقا" بدبینانه و ، فراتر از آن ، سوگناک است . آگاهی محض از جهت یافتن سوگ در این جا شگفت آور است . با این همه ، در همه جا نمایان می شود و ویژگی خود را بی همانند به این مسلما"بزرگترین اثر ادبیات قرون وسطی می بخشد .»[12]  

     اگر به نقوش طاق بزرگ طاق بستان ،آخرین اثر هنری صخره ای ساسانیان ،نظری دوباره بیافکنیم ، پیکره ی سواره ی عظیم الجثه ای را می بینیم که با تمامی برجستگی فوق العاده اش که در تاریخ نقوش صخره ای ساسانی و ماقبل آن ، بی نظیر است ، به صخره ی ستبر کوه اتصال دارد و همچون عکسی ساکت و خاموش ، ما را به دنیای از دست رفته ی گذشته رهنمون می کند و احساسات ما را بر می انگیزاند ( تصویر 19 ).[13]

 

۱. یکی از القاب شاهان نخستین ساسانی ـ از اردشیر اول تا شاپور دوم ـ « ... که چهره از ایزدان دارد » می باشد . در صورتی که شاهان هخامنشی خود را مجری دستورات الهی می دانستند .

۲.. « هنر ایران دوره ی ساسانی که حاوی نمونه هایی بسیار از حیوان های وحشی ، پرندگان ، موجود های افسانه ای و مظاهر گوناگون و تصویر گل ها و رستنی ها است و نیز همه ی آن چه که به طور معمول نقش های ساسانی نامیده می شود تا دهه ی هشتم سده ی سوم میلادی موجود نبوده است .»  ( لوکونین ، ولادیمیر گریگورویچ ؛ پیشین ، ص 148 )

۳ . پوپر ، کلود ؛ درآمدی بر انسان شناسی ؛ ترجمه ی ناصر فکوهی : تهران ، نشر نی ، 1379 ، ص 157 .

۴. بویس ، مری ؛ تاریخ کیش زرتشت ، اوایل کار ؛ ترجمه ی همایون صنعتی زاده ؛ تهران : انتشارات توس ، 1374 ، صص 147 ـ 146 .  

۵ . « ... لذا می توان حدس زد که آن چه سبب وحدت ملی برای اولین بار شده است فشار عوامل خارجی بوده است . » ( گیرشمن ، رمان ؛ ایران از آغاز تا اسلام ، ترجمه ی محمد معین ؛ چاپ هفتم ؛ تهران : انتشارات علمی و فرهنگی ،1368 ، ص 119 )                                  

۶ . محمدی ، محمد ؛ فرهنگ ایرانی پیش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامی و ادبیات عربی ؛چاپ چهارم ؛ تهران : توس ، 1374 ، ص 151 .

۷  .مختاری ، محمد ؛ حماسه در رمز و راز ملی ؛ تهران : نشر قطره ، 1368 ، ص 23 .  

۸.همان ، صص 59 ـ 58 .  

 ۹. اینوسترانتسف ، کنستانتین ؛ تحقیقاتی در باره ی ساسانیان ؛ ترجمه ی کاظم کاظم زاده ؛ تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1351 ، ص19 .  

۱۰. همان ، صص 20 ـ 19 . دکتر سید حسین نصر در مقایسه میان ایران پیش از اسلام و بعد اسلام ، همین مطلب را به گونه ای دیگر بیان    می کند . برای مطالعه ن ک به : نصر ، سید حسین ؛ جاودان خرد  ؛ به اهتمام دکتر سید حسن حسینی ؛ جلد اول ؛ تهران : سروش ، 1382 ، صص 65 ـ 62 )  

۱۱. برای اطلاعات بیشتر ن ک به : مختاری ، محمد ؛ حماسه در رمز و راز ملی ؛ تهران : نشر قطره ، 1368 .

 

۱۲. آلتهایم ، فرانتس ؛ پیشین ، ص 262 .

۱۳. ن ک به : محبی ، حمید رضا ؛ نشانه ها در طاق بزرگ طاق بستان ؛ هنرهای زیبا ، نشریه ی علمی ـ پژوهشی دانشکده ی هنر های زیبا دانشگاه تهران ، شماره 23 ، 1384 .


نوشته : حمید رضا محبی در ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظروز۱۳۸٥/٩/۱۸