سیر تحول دینی در دوره ی ساسانیان

     سیاست دینی ساسانیان از همان جهش های اولیه سیاسی خود ، بر پایه ی پیوند بین دین و سلطنت استوار بود .نیای اردشیر اول ، سر سلسله ی ساسانیان ، ساسان نامی ست در شهر استخر فارس که سمت ریاست معبد ناهید ( آناهیتا ) را بر عهده داشت  . « اینان حکومت اشراف و حاکمیت مذهبی را در هم آمیختند و علاوه بر مقام شاهی سرپرستی بزرگترین پرستشگاه زرتشتیان را نیز داشتند . بدین روال ساسانیان عنوان « پریستار » پرستشگاه آناهیتا را به همراه گاه و افسر شاهی پارس به چنگ آوردند . »[1]

     وحدت دینی از جمله ضرورت های لازم یکپارچگی سیاسی بود که ساسانیان می بایست بدان دست می یافتند . لذا کوشش های روحانیان زرتشتی پارس در دهه های نخستین روی کار آمدن ساسانیان ، جملگی در ایجاد وحدت دینی و جلب نظر روحانیان سایر مراکز قدرت در ایران زمین بود. گردآوری اوستا و تدوین مکتوب آن به عنوان منبعی مشخص و یگانه برای امور دینی و برپایی پرستشگاه های دولتی وانواع و اقسام حمایت های مادی و معنوی که از آن ها به عمل آمد ، در این راستا بود که تحقق یافت .مناصب دینی دارای سلسله مراتبی معینی گردید و به عنوان بخش مهمی از ساختار قدرت سیاسی مطرح شد .[2  قدرت روحانیان زرتشتی آن چنان بود که در مقاطعی از تاریخ ساسانیان ، تعیین کننده بودند تا به جایی که شاهی را خلع و یا به قدرت می رساندند .[3]

     قدرت حاکمه ، تعریف خاص خود را از دین زرتشتی داشت ، لذا آن چه که در دوره ی ساسانی به نام دین زرتشتی و ادبیات زرتشتی مطرح می شود ، با روح ومنابع اصیل و کهن تر زرتشتی همخوانی چندانی ندارد و به وضوح بیانگر دخل و تصرفاتی است که در جریان تدوین مکتوب آموزه های دینی زرتشتی ، در این دین به عمل آمده است .در نتیجه آن روح آزادمنشی و عدم تعصب دینی هخامنشیان و اشکانیان ، « به مذهبی مقتدر و جامد تغییر ماهیت می دهد . »[4]

     روحانیان زرتشتی دوران ساسانی ، به روشنی دریافته بودند که در برابر قدرت و توان سایر ادیان مطرح در قرون سوم و چهارم میلادی که از شرق و غرب به ایران نفوذ کرده و رو به گسترش بودند ، ضروری است تغییرات و اصلاحاتی در دین زرتشتی داده شود تا بتوانند خود را درتهاجم گسترده ی آن ها حفظ نمایند . از سوی دیگر جنبش های دینی داخل کشور که از دل باورهای مزدیسنایی بیرون آمده بودند نیز ، دین زرتشتیِ رسمیِ دولتی را تهدیدمی کردند . مانی گرایی و جنبش مزدکیان هر چند که پیروز میدان نبردها و کشمکش های سیاسی ـ دینی داخلی نشدند ، اما ضربات مهلک و جانفرسایی را بر پیکره ی باورهای زرتشتیِ رسمی وارد کردند .و در نهایت گرایش دینی زروانی گری ، که آرام آرام در دین زرتشتی نشست می نمود ، دین رسمی ساسانی را بی رمق و ناتوان از مقابله کرد و آن را به صورت مجموعه ای از آداب و احکام دست و پاگیر و کسالت بار با آمیزه ای از عقاید خرافی درآورد . باورهای مزدایی که با تفکر دوگانه ی خود نقش مهمی برای انسان در تعیین سرنوشت خویش و انتخاب راه در فعل و عمل زندگی ، قایل بود و کار و کوشش و تلاش برای بهبود زندگی را تشویق و ترغیب می نمود ، مبدل به تفکری بر پایه ی بی اعتباری دنیا و ترک آن گردید و بخت و قضا و قدر را بیش ازکوشش و انتخاب  در زندگی انسان مؤثر شناخت .[5]

 

۱. لوکونین ، ولادیمیر گریگورویچ ؛ تمدن ایران ساسانی ؛ترجمه ی عنایت الله رضا چاپ سوم ؛ تهران : انتشارات علمی و فرهنگی ، 1372 ، ص 46 .

۲.« روحانیون زرتشتی در این ایام به سه گروه تقسیم می شدند : 1ـ موبدان . 2 ـ هیربدان . 3 ـ آذربدان . رئیس موبدان ، موبدان موبد بود که بالاترین مقام روحانی را داشت ودر پایتخت اقامت می کرد و در بسیاری از مراسم رسمی درباری شرکت داشت ، موبدان موبد در عصر ساسانیان زمانی پس از شخص شاه مقام نخستین را درکشور داشت و گاهی هم پس از بزرگفرمذار نام وی برده شده است موبدان در شهرهای بزرگ وکوچک با اختیارات بسیار مشغول کار بودند و گهگاه در کارهای اداری و سیاسی نیز به مقتضای زمان مداخله می کردند . آموزش و پرورش و قضاوت و دادرسی بر عهده ی هیربدان بود طبقه مزبور فرزندان اعیان و اشراف و نیز روحانی زادگان را تعلیم می دادند ، عامه ی مردم را از تحصیل دانش بهره ای نبود .آذربدان در آتشکده ها اقامت داشتند و حافظ و نگاهبان آتش مقدس بودند . اینان علاوه بر مراقبت در حفظ آتش و ممانعت از خاموش شدن آن در مورد پاکیزه بودن محوطه آتشکده ها سعی بلیغ داشتند و همچنین در برگزاری مراسم نماز و کستی بندان کودکان و ازدواج و فوت نظارت می کردند . »( آذری ، علاء الدین ؛ بحثی پیرامون زندگانی و فعالیت روحانیون عصرساسانیاز سخنرانی های پنجمین اجلاسیه ی همایش تاریخ و فرهنگ ایران ، تاریخ و فرهنگ ایران در زمان ساسانیان ؛ انتشارات اداره نگارش وزارت فرهنگ و هنر ؛ آبان ماه 1353،صص 10و 11)                                                                        

۳. « موبدان یا هیربدان که نام برخی از آن ها را در این مختصر ذکر خواهیم کرد در زمان شهریاری ساسانیان در هر فرصتی برای کسب قدرت و سرکوبی دشمنان می کوشیدند و در امور سیاسی و دینی دخالت بسیار داشتند ، اینان در مراسم تاجگذاری شاهنشاهان ساسانی حضور به هم رسانده و تاج را بر سر ایشان می نهادند . موبدان بزرگ گهگاه همچون کشیشان نصاری به اعترافات شاهان در دم مرگ گوش فرا می دادند و وصایای ایشان را مخصوصا" در مورد انتخاب جانشین برای شاهزادگان و رجال و درباریان بازگو کرده و اگر خود راضی به این کار بودند شاه آینده را انتخاب می کردند . در دوره طولانی سلطنت ساسانیان گاهی به روحانیونی بر می خوریم که چون پیشرفت اقلیت های مذهبی را در انتشار دین خود ، مخالف و مغایر مصالح آیین خویش می پندارند ، شاهان را به انجام اعمال خشن نسبت به آنان تشویق می نمایند . یا موبدانی که یار و یاور شاهان بودند و ایشان را همه جا همراهی می کردند و زمانی که مسئله دشواری پیش می آمد با دانشی که اندوخته بودند معضلات را از پیش پای ایشان برداشته و شهریاران را آسوده خاطر می ساختند . نظر روحانیان بزرگ زرتشتی در مورد انتخاب پادشاهان ساسانی قاطع بود و همچنین حق عزل آن ها را داشتند و به قول کریستین سن اصل قابل عزل بودن شاه اسلحه ی خطرناکی بود در دست موبدان ، اگر چند مدعی برای سلطنت پیدا می شد و هر یک از آن ها متکی بر یک فرقه از نجبای عالی مرتبت بودند رأی روحانی اعظم قاطع می گردید ، اگر چه او نماینده ی قدرت دینی و مظهر ایمان و اعتقاد مذهبی ملت محسوب می شد . »( آذری ، علاء الدین ؛ بحثی پیرامون زندگانی و فعالیت روحانیون عصر ساسانی  از سخنرانی های پنجمین اجلاسیه ی همایش تاریخ و فرهنگ ایران ، تاریخ و فرهنگ ایران در زمان ساسانیان ؛ انتشارات اداره نگارش وزارت فرهنگ و هنر ؛ آبان ماه 1353، صص 8 و 9 )   « کرتیر( روحانی متنفذ دولت نو پای ساسانی که نقش مهمی در حفظ سنت های کهن مزدایی و مقابله با نفوذ سایرمذاهب ایفا نمود . ) در جاهای مختلف استان پارس در کنار کتیبه ها و نقش برجسته ها ی سلطنتی ساسانی ، شرح حال خود را بر روی سنگ برای آیندگان به یادگار گذاشته است . قدرت و نفوذ نهایی او در نیمه دوم سده سوم میلادی از آن جا معلوم می شود که یگانه فردی بیرون از خاندان سلطنتی است که اجازه یافته شرح احوال و کردار خود را بر سنگ بنویساند یعنی کاری که فقط به شاهان یا احتمالا" شاهزادگان ایرانی اختصاص داشته است .»( دریایی ، تورج ؛ شاهنشاهی ساسانی ؛ ترجمه ی مرتضی ثاقب فر ؛ تهران : انتشارات ققنوس ، 1383 ،  ص 67 )                           

 

۴.« ‌در سال چهارم میلادی ، امپراتوری های ایران و روم کاملا"‌به تمرکز و دیوان سالاری گرویده بودند . این تمرکز ، هم چنان که لاپیدوس می گوید ، به طور روز افزونی نهادهای مدنی جوامع باستانی را از بین برد و قدرت های جبار دولتی را جایگزین تعاونی های مستقل شهری کرد . و در همین هنگام بود که آیین سکولار زرتشت به مذهبی مقتدر و جامد تغییر ماهیت داد .» ( قندچی تهرانی ، داود ( مسعود ) ؛ اقتدار گرایی ( رساله ای در باره ی فردیت )‌ ؛‌ تهران : نشر همراه ، 1379 ، ص 21 )

۵.« در این وقت عقیده ی زروانیان ، که در عهد ساسانی شیوعی یافته بود ، موجب شد که مردمان اعتقاد به جبر پیدا کردند ، و این به منزله ی زهری جانگزای بود ، که روح مزدیسنی قدیم را از پای در آورد . » ( کریستین سن ، آرتور ؛ ایران در زمان ساسانیان ؛ ترجمه ی رشید یاسمی ؛ تهران : انتشارات نگاه ، 1384 ، ص 421 )

     « به عقیده ی زنر ، استاد دانشگاه آکسفورد که تحقیق مفصلی در باره ی زروانیان کرده ، آیین زروانی شعبه ای از دین زردشتی بوده است ، و برای آن پدیده آمده ، تا به نبرد پایان ناپذیر میان اهورامزدا و اهریمن خاتمه دهد . این آیین ، راه میانه و سازش است .  زروانیان چنین ادعا می کردند که نیکی و بدی ( اهورامزدا و اهریمن ) دو گوهر توأمان اند ، و زروان یا » زمان نامتناهی » پدر آن هاست ؛ بدین گونه به جای گوهر دوگانه که خاص آیین رزدشتی بود ، گوهر سه گانه عنوان شد ، یعنی خوبی ( اورمزد ) ، بدی ( اهریمن ) ، و داور ( زروان ) . در نظر زروانیان ، زروان یعنی زمان که پدر و پدیدآورنده ی اهورامزدا و اهریمن است ، فرمانروای کائنات قرار می گیرد و از همه چیز برتر است . در وجود زروان وحدت خدا جای دوگانگی مزدایی را می گیرد .در آیین مزدایی کوشش و بخت با هم همراهند ، چون تن و جان . برای آن که بار زندگی به منزل برسد ، باید بین این دو تعادلی باشد . در نظر مزداییان ، مسئولیت رستگاری یا گمراهی انسان با خود اوست . بشر در برابر خوبی و بدی و ثواب و گناه ، مختار است و نباید اراده ی آفریدگار را مسئول نیک و بد خویش بشمارد . در آیین زروان ، بر عکس بشر بازیچه ی دست روزگار است و از خود اراده ای ندارد .» (اسلامی ندوشن ، محمد علی ؛ زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه ؛ چاپ چهارم ؛ تهران : انتشارات یزدان ، 1363، صص88 و 89 )


نوشته : حمید رضا محبی در ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظروز۱۳۸٥/٩/۱٢