نگاهی به ساختار طاق بزرگ طاق بستان

مقدمه

گرانکوه مقدس بیستون در غرب ایران، گنجینه های ارزشمندی را از تاریخ این سرزمین کهنسال در دامن خود نگهداری می کند. مجموعه ی آثار نقش برجسته ی طاق بستان در نزدیکی کرمانشاه یکی از آنهاست. آنجا که چشمه های سرشار از زندگی از دل صخره ها بیرون می آیند و درختان سر به فلک کشیده با کوه برابری می کنند.

     طاق بستان حکایت گر شیرین سخنی از تاریخ است. تاریخ فرمانروایانی که همچون نقش   برجسته ها خود تابع اعتقادات و اصولی بودند که مردمان باور داشتند و آن را در پهنه ی عظیم کوه جاودان ساخته اند. نقوش طاق بستان، رازی است از آیینی مقدس که از دل سخت صخره های یکپارچه خودی نشان می دهند. این راز آن چنان کنجکاوی را تحریک می کند که ساعت های متمادی می توان بدان اندیشید.

     وجود کوه های سر به فلک کشیده و چشمه ی پرآب طاق بستان و موقعیت ممتاز آن در مسیر جاده ی ابریشم که هرتسفلد، باستانشناس آلمانی، آن را دروازه ی آسیا خوانده است، اهمیت این مکان را در برخوردکاروان ها، اعتقادات و از نظر سیاسی مشخص می کند.سلسله کوه های پَراو که از بیستون شروع و تا کردستان امتداد یافته و چون دیواری عظیم نظرگاه دشت های وسیع مقابل خود هستند، از دیرباز موقعیت ویژه ای به این شاهراه بین المللی در دوران باستان بخشیده است. به همین دلیل در دوره های مختلف تاریخی همیشه مورد توجه بوده و آثاری از همین دوره ها را در دل خود جای داده است.در نتیجه طاق بستان را باید از جنیه های مختلف مذهبی، سیاسی و بازرگانی بررسی کرد و درایت هنرمندان را در انتخاب این گونه مکان ها برای کندن نقوش، مورد توجه قرار داد(تصویر ١).

     در طاق بستان به طور مشخص سه اثر از سه دوره ی تاریخی ساسانی مشاهده می شوند. این سه اثر تاریخی عبارت هستند از: نقش برجسته ی منسوب به اردشیر دوم، به سال ٣٨٣ـ ٣٨٠میلادی(تصویر ٢)، طاق کوچک به نقش برجسته ی شاپور دوم و سوم، به سال ٣٨٨ـ ٣٨٣ میلادی و طاق بزرگ به روزگار خسرو دوم، معروف به پرویز، به سال ۶٢٨ ـ ۵٩٠ میلادی که مورد بحث این گفتار است.

 

    

                 تصویر ١. طاق بستان.                 تصویر ٢ نقش برجسته ی  منسوب به اردشیر دوم.

 

 

 

نقوش طاق بزرگ

نقوش موجود در طاق بزرگ را می توان به دو دسته تقسیم کرد: ١. نقوش رسمی تاج گیری و هیبت نظامی شاه ـ حکومت، در انتهای طاق، ٢. نقوش شکار در دیواره های غربی و شرقی طاق. در گروه اول نقوش به طور کامل مشخص و گویاست: نمایش رسمی اثبات سلطنت و اقتدار شاهی(تصویر ٣). در نقوش دسته ی دوم شاه را در حال شکار می یابیم(تصویر ۴).

 

 

      

         تصویر٣. نقوش انتهای طاق بزرگ.           تصویر ۴ نقش شکار دیواره ی شرقی طاق بزرگ.

 

     «شکار از دوره های باستان همچون مکتب سرسخت و سخت جانی تصور می شده است. مبارزه با صید حیوانات نشانه ی فتح، جرأت و هوش آدمی و شکست خشونت و توحش بوده است. از سوی دیگر صید حیوانات مذهبی هم داشته و بدون تأییدات خداوندی پیروزی بر جانوران زیانکار ممکن نبوده. در انجام دادن هر شکار، مراسم قربانی معمول می شده و سفره ای نذر خدا می کرده اند و طعام می خورده اند»[1].

     چنانچه با این مفهوم به نقوش دیواره های شرقی و غربی طاق بزرگ بنگریم، مجموعیت این مکان را در ارتباط با آیین های مذهبی بهتر درک خواهیم کرد. نقوش شکار در طاق بزرگ تنها نقش شکار در هنرهای دوره ی ساسانی نیست و بوفور با چنین نقش هایی برخورد می کنیم. در آیین مهر، میترا با شکار گراز که مظهر شر و اهریمن است، جنگاوری و الهی بودن خود را به نمایش می گذارد. آیا شاه نیز در نقوش شکار در حال نبرد با نیروهای شر و پیروزمندی نشان داده شده است؟ شکار برای شاه مظهر ابراز لیاقت، قدرت و توانایی بوده و با نمایش این عمل به انحاء مختلف سعی در بیان این مفهوم برای همگان داشته است.

     آنچه مسلم است، مجموعه نقوش طاق بزرگ تلاش دارد که یک عظمت، جنگاوری پیروزمند و یک قدرت بزرگ سیاسی را به ببینندگانش در طول زمان های سپری شده و آینده القاء کند. لازم به ذکر است که دوران خسرو دوم، دورانی از کامیابی و موفقیت های درخشان سلسله ی ساسانی است که در سال های آخر حکومتش با شکست ذلت باری مواجه شد.

  

ساختار طاق بزرگ

این که آثار نقش برجسته و طاق های خفته در دل صخره ی طاق بستان یا هر جای سرزمین ایران چگونه و به چه طریقی ساخته و پرداخته شده اند، سؤالی است که تاکنون پاسخ مستندی نداشته است. چرا که هنوز سند، تصویر و یا علایمی از شیوه ی کار، ابزار مورد استفاده و سایر مسایل مربوطه بر جای نمانده و این خود به رازی شیرین از کار خلاقانه ی انسان باستان در ایران بدل شده است.

     چه چیز سبب می شود تا ایرانیان، به نقش برجسته علاقه مند شده و نقش های مورد نظر خود را از دل صخره های بلند و دور از دسترس بیرون بکشند؟ آنچه مسلم است تنها سلیقه نیست و در این میان تفکر و فلسفه ی کار نیز اهمیت شایان توجهی را داراست. این که این نقش ها همانند رازی در دل سنگ ها خود را نشان می دهند و در کنار صخره های بلند و کوه مفهوم و موجودیت می یابند، نکته ی مهمی است.

     مجموعه آثار طاق بستان، بویژه طاق بزرگ که مورد بحث ماست، نیز نمی تواند از این نظر به دور باشد. غاری به عمق تقریبی هفت متر و به بلندای تقریبی نه متر در دل صخره ای سخت و یکپارچه با نقوش شگفت و سحرآمیز احداث کردن، نمی تواند کاری از سر تفنن و تنها یک نمایش سیاسی عصر خود باشد. ایده ی ساخت چنین طاقی با چنین نقوشی، ایده ای با ابتکاری شخصی هم نمی تواند باشد، چرا که تشابهات نقوش طاق بزرگ با سایر آثار فلزی، منسوجات و ... دوران ساسانیان آن را به یک نمایش عظیم از قدرت، جسارت و هوشمندی انسان زمان ساسانیان بدل کرده است.

     آنچه که طاق بزرگ را مفهوم و ارزش حجاری و حجم پردازی می بخشد، ساخت یکپارچه و منسجم آن بدون دخالت ماده ی دیگری است. به ظاهر طاق بزرگ یک بنا را در ذهن مجسم می سازد. ولی با قدری تأمل در ترکیب و زوایای آن متوجه می شویم که یک به اصطلاح بنایی است که به طور یکپارچه از دل صخره ی کوه بیرون آورده شده است. به هر جای آن نظر افکنده شود، جزیی از صخره بوده و متصل به کوه عظیمی که در دامنه اش غنوده است، چرا؟

     آیا نمی توانستند همین ایده را به صورت بنایی مجلل بسازند و این قدر زحمت سنگ سخت آن را متحمل نشوند؟[2] یا این که طراحان آن جاه طلب تر از آن بوده اند که به فکر راحتی کار باشند؟ به هر حال ایده ای پرقدرت و ذهنیتی دقیق به آن پرداخته است.

    پدید آورندگان طاق بزرگ از پیش طرح خود را آماده ساخته و محاسبات و پیش بینی های لازم را داشته اند. شناخت آنان از نوع سنگ و موقعیت ویژه ی کوهستان مذکور در کنار دشت کرمانشاه و چشمه های پر از آب طاق بستان، شناختی دقیق و متخصصانه برای به کارگیری امکانات در خدمت اهداف فکری شان بوده است. آنان برای رسیدن به توده ی متراکم با ابعاد مورد نیاز خود، به طرف داخل صخره پیش روی کرده از سطح دیواره ی طاق کوچک عقب تر رفته اند تا دیواری یکنواخت و یکپارچه با ابعاد مورد نظر به صورت دو صفحه ی عمود بر هم پدید آید(تصویر۵). آنگاه به درون صخره نفوذ کرده تا غاری با طاق نیم دایره ای کامل پدید آورند. بدین منظور احتمال می رود که دهانه ی مورد نظر را تقسیم بندی کرده و استادکاران چندی در کنار این تقسیم بندی ها قرار گرفته اند. هر یک از این استادکاران تا ارتفاع معینی را در محدوده ی تعیین شده برای وی، به داخل صخره پیش رفته تا به عمق مورد نظر دست یابند. نتیجه ی این فعالیت تونل های موازی می شود که به وسیله ی دیوارهای نازکی از یکدیگر جدا شده اند(تصویر A ـ ۶). در ادامه دیوارها را خراب کرده و حفره ای با ارتفاع کم و عمق مطلوب بدست آورده اند. به همین ترتیب پیش رفته تا به ارتفاع موردنظر و سایر ایده های طرح خود دست یابند(تصویر B ـ ۶).

     همان طور که اشاره شد، قوس طاق یک نیم دایره ی کامل است که از ارتفاع حدود پنج متری شروع و تا ارتفاع نه متری ادامه می یابد و مجددا به ارتفاع پنج متری بر می گردد. مرکز این نیم دایره محل برخورد خطی که از وسط کنگره ی چهارم عمود بر امتداد خط افقی پله گونه ی ضلع شرقی کشیده می شود، است.

 

    

                        تصویر ۵.                                               تصویر ۶.

 

     برای نمایش گویای کنگره های نمای طاق بزرگ، زمینه ی پشت کنگره ها را از صخره جدا کرده و بین کنگره ها و صخره فضای خالی به وجود آورده اند. این فضای خالی، کنگره ها را به شکل گویا و خوش نمایی در معرض دید می گذارد(تصویر ٧).

  

    تصویر ٧. کنگره های نمای طاق بزرگ.                              تصویر ٨.     

 

    اگر طاق بزرگ را مکعبی که برش نصف عمودی استوانه ای روی آن را قرار گرفته باشد، بدانیم، با توجه به اندازه های موجود، حجمی معادل ۴۵۶ مترمکعب سنگ از دل طاق بزرگ بیرون کشیده شده است(تصویر٨).

    نقش برجسته های طاق بزرگ را به لحاظ فنی می توان به دو دسته ی نقش برجسته با برجستگی کم و نقش برجسته با برجستگی زیاد، به طوری که به مجسمه نزدیک شده است، تقسیم کرد. کلیه ی نقوش برجسته ی نما و دیواره های شرقی و غربی داخل طاق بزرگ، در گروه اول و کلیه ی نقش برجسته های انتهای طاق بزرگ درگروه دوم جای می گیرند(تصویر ٣). انتخاب شیوه ی نقش برجسته با برجستگی زیاد در نقوش انتهای طاق بزرگ که شاه در اوج قدرت در دو وضع سیاسی و نظامی خود نشان داده شده است، در کنار جهت حرکت نقوش دو دیواره ی شرقی و غربی که هر دو رو به سوی انتهای طاق دارند، قابل توجه است. در ضمن انتهای طاق به بدنه ی اصلی صخره متصل و از استحکام بیشتری در جهت هر چه برجسته تر کردن نقوش تا سر حد تبدیل به مجسمه شدن، برخوردار بوده است.

     نیمه تمام ماندن بسیاری از نقوش دیواره های شرقی و غربی، ما را تا حدودی با شیوه ی کار هنرمندان آن زمان آشنا می سازد. بدان گونه که از شواهد بر می آید، ابتدا طرح را روی جداره ی طاق رسم کرده و سطح زمینه را برای تورفتگی محاسبه می کرده اند. آنگاه ابتدا خطوط محیطی هر نقش را در نظر گرفته و نسبت به سطح زمینه ی اصلی برجسته می کردند. پس از آنکه یک سطح برجسته از خطوط محیطی نقش مورد نظر حاصل شد، جزییات نقش پرداخت و سایر اقدامات بعدی صورت     می گرفته است. به نظر می رسد کار حجاری از سمت بالای جداره شروع و رو به پایین دنبال می شده است(تصویر ٩) و مراحل کار به توسط گروه های خاص دنبال می شده و هر گروه فن ویژه ی خود را در اجزای شیوه ی کار، به کار می برده است.

 

 

تصویر ٩. بخشی از نقوش شکارگراز در دیواره ی غربی طاق بزرگ.

 

     نقوش انتهای طاق با توجه به ابعاد و حجیم بودن آنها بسیار کار برده و کلیه ی نقوش لباس، زیورآلات و سایر جزییات مربوطه را بخوبی و با مهارت نشان داده است. این مطلب می رساند که هنرمندان ابتدا نقوش انتهای طاق را به پایان رسانده و سپس به دیواره های شرقی و غربی پرداخته اند.

     اگر خطی فرضی از کنگره ی مرکزی رو به پایین کشیده شود، به طوری که از وسط نقش هلال ماه عبور کند، نمای طاق بزرگ به دو قسمت مساوی که قرینه ی یکدیگر هستند، تقسیم می شود. این قرینگی با اندکی تغییر در جزییات، به نمای طاق بزرگ حالتی متعادل و هماهنگ بخشیده است(تصویر ١٠). نقوش دیواره های شرقی و غربی به طوری حجاری و در نظر گرفته شده است که بیننده، آنها را از نزدیک مشاهده کند(تصویر ١١). در حالی که نقوش برجسته ی انتهای طاق و نمای آن از فواصل دور نیز قابل رؤیت هستند.

 

              

                      تصویر ١٠.                             تصویر ١١. طاق بزرگ و کوچک (ضلع غربی).

 

     اگر خط شروع کنگره ها را از بالای طاق که در امتداد خط یکی از پله گونه های ضلع شرقی است، رسم کنیم، نمای طاق مربع مستطیلی خواهد بود که با رسم اقطار آن می توان دایره ای را در آن محصور کرد. این دایره با اضلاع شرقی و غربی قدری فاصله دارد. حال اگر دهانه ی پرگار را به اندازه ی شعاع این دایره(فاصله ی مرکز مربع مستطیل تا اضلاع شمالی یا جنوبی) باز کرده، در نقاط A و B قرار دهیم و دایره هایی رسم کنیم، دو دایره ی مساوی متداخل خواهیم داشت(تصویر ١٠). محوطه ی تداخل این دو دایره همان قسمت هایی از نقوش انتهای طاق بزرگ است که شاه در دو وضع سیاسی و نظامی قدرتمند خود قرار گرفته است. حال اگر این دو قسمت را مشخص تر بررسی کنیم، با همان شعاع از نقاط C و Dنیز قوس هایی رسم و مجددا دو دایره ی مساوی خواهیم داشت که قسمت بالای تداخل دو دایره، محل قرارگیری شاه با هیبت نظامی سوار بر اسب است.

     فاصله ی نقاط E و F تقریبا برابر با عمق طاق بزرگ (مقدار تورفتگی طاق به داخل صخره) است(تصویر ١٢). همان طور که در تصویر ١٢ مشاهده می کنید، شعاع دایره های رسم شده نیز تقریبا برابر شعاع دایره ی محصور در مربع مستطیل نمای طاق است. اگر همین شعاع را در رابطه با نقوش دیواره های شرقی و غربی نیز عمل کنیم، قسمت هایی که شاه در حال شکار است، در محوطه ی تداخل دو دایره قرار خواهد گرفت. در ضمن فاصله ی نقطه ی B تا نقطه ی G نیز برابر اندازه ی شعاع دایره ی محصور در نمای طاق بزرگ است.

 

       

تصویر ١٢.

 

    

 تصویر ١٣. ستاره ی هفت پر حک شده بر صفحه ی زیر شکم اسب در طاق بزرگ  

 

     نکته ی دیگر این که در طاق بزرگ عدد سه به شکل های گوناگون خود را نشان می دهد: در انتهای طاق قسمت بالا:١. اورمزد، ٢. شاه، ٣. آناهیتا. قسمت پایین:١. ستون، ٢. شاه سوار بر اسب، ٣. ستون. دیواره ی شرقی:١. ورود فیل ها به شکارگاه، ٢. صحنه ی شکار، ٣. پایان شکار. دیواره ی غربی:١. ورود فیل ها به شکارگاه، ٢. شکار، ٣. پایان شکار. نمای طاق:١. فرشته ی شرقی، ٢. ماه، ٣ . فرشته ی غربی.

     عدد هفت نیز قابل توجه است. تعداد کنگره ها هفت تا است و ستاره ی حک شده بر سطح صفه ی زیر شکم اسب نیز هفت پر است(تصویر ١٣). و هفت «بیشتر با فرآیند مرتبط است تا با شکل. فرآیندی مستمر به همان گونه که برای بیرون کشیدن یک هفت ضلعی از یک دایره، روش ساده ی طبیعی وجود ندارد»[3]. به هر حال با توجه به اعتقادات گوناگونی که در اواخر دوران ساسانی وجود داشته است، رابطه ای میان مفاهیم نمادپردازی در طاق بزرگ و اعتقادات مهرپرستی، مسیحیت، و زرتشتی به طور مشخص وجود دارد که به جای خود قابل بحث و بررسی هستند.

    طاق بزرگ طاق بستان اوج شکوه هنر حجاری ساسانی را عرضه می دارد و در عین حال به دور از تأثیرات هنرهای دیگر نبوده است؛ بویژه این که سایر هنرهای ساسانی نیز در اوج شکوفایی خود قرار داشته اند. با نگاهی کلی به نقوش طاق بزرگ، می توان تأثیر نقاشی دیواری، زرگری، گچ بری، معماری و... را بوضوح مشاهده کرد. مجموعیت و ارتباط میان این هنرهاست که نقوش طاق بستان را جلوه ای ارزشمند بخشیده است. گویی تمامی هنرهای ساسانی یک جا جمع شده و چنین اثر بی نظیری را در نوع خود پدید آورده اند.     

 ---------------------------------------------------------

این مقاله در شماره ٩ هنرنامه، فصلنامه ی دانشگاه هنر به چاپ رسیده است.

 

 فهرست منابع

ـ  لولر، رابرت، هندسه ی مقدس، ترجمه ی هایده معیری، تهران، موسسه ی مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ١٣۶٨.

ـ ورمازرن، مارتن، آیین میترا، ترجمه ی بزرگ نادرزاد، تهران، نشر چشمه، ١٣٧٢.

ـ تعویضی، محمد، گزارش زمین شناسی قسمتی از استان باختران، دانشگاه رازی کرمانشاه.

* لازم می دانم از دوست گرامی، آقای سیروس کوهستانی که مرا در یافتن تناسبات این گفتار یاری دادند، تشکر و قدردانی نمایم.



[1] . ورمازرن، مارتن، آیین میترا، ترجمه ی بزرگ نادرزاد، تهران، نشر چشمه، ١٣٧٢، ص ١١١.

[2] . صخره ی طاق بستان از سنگ محکم و توده یی بوده و بمرور دارای سطوح بیرونی سخت تری می شوند. آب را به سرعت از خود عبور داده و همین موضوع سبب می شود تا قسمت های آهکی را حل کرده و بشوید، اما سطوحی زبر و خشن دارند. قسمت هایی که توده های بزرگی از آهک جمع شده، بمرور شسته شده و به صورت شکاف، حفره و در نهایت غار در می آیند. توجه به این نکات ما را در درک عوامل آسیب رساننده و همچنین آسیب های وارد آمده، یاری می رساند. دقت انتخاب و عظمت کار حجاران سازنده ی طاق بستان در کنار اطلاعات مزبور، قابل تحسین است(برای اطلاعات بیشتر ن ک: تعویضی، محمد، گزارش زمین شناسی قسمتی از استان باختران، دانشگاه رازی کرمانشاه).

[3] . لولر، رابرت، هندسه ی مقدس، ترجمه ی هایده معیری، تهران، موسسه ی مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ١٣۶٨, ص ۶٠.

نوشته : حمید رضا محبی در ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظروز۱۳۸۸/٢/٢۳