نشانه ها در طاق بزرگ طاق بستان

       . تصویر۱. محوطه آثار تاریخی طاق بستان . کرمانشاه.

طاق بزرگ طاق بستان با مجموعیتی بدیع و ساختاری فوق العاده ، پایانی بر یک دوره ی کهن تاریخی ـ فرهنگی نیز هست و بدین لحاظ چون ستاره ی درخشانی بر افول دوران باستان در ایران خود نمایی می کند . ساسانیان با شکل دهی این اثر شاخص پیامی در راستای اثبات ، بقاء و دوام تاریخی خویش ، برای ماندن هر چه بیشتر فرستاده اند.و آن را درساختاری پیچیده در دل صخره ی گرانسنگ کوهی که بر چشمه های همیشه پرآب ایستاده در معرض دید قرار داده اند .موقعیت تاریخی و مقدس طاق بستان همچون مرکزی مورد توجه و صخره ی یکپارچه و سخت آن ، حسن انتخاب سازندگان طاق بزرگ را برای برپایی چنین اثری را معلوم می دارد . هر نقش و هر جزء ساختاری طاق ریشه در سایر هنرهای ساسانی و حتی پیش از ساسانی دارد .

 

                                                    تصویر۲. شکارگاه شاهی . دیواره شرقی طاق بزرگ طاق بستان.

     بر روی دیواره های شرقی و غربی طاق شکارگاه شاهی نقش گردیده است ، این گروه از نقوش بر عکس نقوش دیواره ی انتهای طاق ، جنبه ی روایت گری داشته و به شرح دقیق مجلس شکار از ابتدا تا انتها می پردازند . آیین شکار به عنوان سنتی رایج در فرهنگ ایرانی که نوعی حفظ آمادگی رزمی و افزایش توان جسمی و روحی در نبرد محسوب می شده است ، با تمامی رسوم متداول آن،در دیواره های طاق بزرگ به گویاترین شکل خود در طول تاریخ هنر ایران ، نشان داده شده است .در انتهای طاق ، شاه در اوج قدرت در دو وضعیت سیاسی و نظامی خود ، در کنار جهت حرکت نقوش دو دیواره که هر دو رو به سوی انتهای طاق دارند، نشان از اهمیت و جایگاه برتر و تأکید سازندگان بر آن دارند .  

        تصویر۳.نقوش دیواره انتهای طاق بزرگ.

    قابلیت دسترسی در ساختن طاق بزرگ ، قرار گرفتن طاق در سطح زمین و امکان دسترسی و از نزدیک دیدن آن ، قرارگیری آن در کنار سایر آثار ساسانی ، قرار گرفتن آن در مکانی از دیر باز مقدس و مورد توجه مردمان و قرارگیری آن بر سر راه کاروان های تجاری که از شرق به غرب و بعکس در حرکت بودند ،جملگی امکانات از پیش تعیین شده ای برای دریافت پیام از سوی مخاطبان بوده است .

       تصویر۴. نمای شرقی طاق بزرگ و کوچک طاق بستان.

     نقوش طاق بزرگ همانند بسیاری از نقش برجسته های دیگر ساسانی ،مکتوبی بر خود ندارند ، لذا می بایست درمجموع آثار بر جای مانده ی ساسانی مطالعه شوند . در طاق بزرگ طاق بستان این سنت های هنری ساسانی ست که رمزگان خود را به طرزی بی سابقه و بدیع در نوع خودش، عرضه می کند .گرایش شدید فرهنگ ساسانی در اواخر سال های حیات خود به سنت های تصویری کهن نوعی تلاش برای حفظ موجودیت واثبات است که نمود بصری آن در طاق بزرگ بسیار مشهود است .      

     انتخاب شیوه ی عاری از هر گونه تحرک جسمانی و یکپارچگی حجیم پیکره ها در اجرای نقش برجسته در فرهنگ بصری ساسانی در نقوش دیواره ی انتهای طاق بزرگ ، به نوعی بر مرگ اشاره دارد با این تعبیر که « مرگ است که می ماند » . چرا که ماندن و همیشه ماندن از اصلی ترین اهداف سازندگان طاق بزرگ است . جنبش و تحرک صحنه های شکار دیواره های شرقی و غربی ـ سویه ی دیگر سکوت و سکون پیکره های حجیم انتهای طاق ـ ما را به درون طاق ، به سمت نقوش دیواره ی انتهای طاق رهنمون می کند . شکار نوعی تمرین برای نبرد و زنده ماندن بود و موفقیت در آن زندگی محسوب می شد . ولی زندگی در کل خودش به سوی مرگ می رود ...  همانگونه که صفی از شتران و فیل ها ، کشته های شکار را با خود می برند .

                                                         تصویر۵. فیل ها ؛ گرازهای شکارشده را از سر راه برمی دارند .

     طاق بزرگ به مانند شخصی که مرگ را در برابر خود می بیند و می داند که زمان رفتن فرارسیده است ، بر آن چه که گذشته ، نظر می اندازد و قدرت و توان جوانی خویش را یاد می آورد .  هر چند که میل شدیدی بر بقا دارد و بر پایدارترین پدیده در طبیعتِ جاودان چنگ می زند تا بماند . طاق بزرگ می کوشد تا خود را به عنوان بیانی اسطوره ای ، مقبول و مقدر جلوه دهد و همگان را مقهور قدرت مادی اش سازد ولی اسیر سکوت و سکون است و در معنای پنهان و اسرارآمیز مرگ و زندگی باقی می ماند .

( جهت مشاهده ی متن کامل این مقاله به شماره ی ۲۳ مجله ی هنرهای زیبا دانشگاه تهران مراجعه نمایید .)

 

: Abstract

The Pictorial Sings In Great Vault  Of  Taqh- Bostan  

Hamid Reza Mohebi  

Faculty member of University of Yazd  

E-mail: hmohebii@yazduni.ac.ir

  

     The great vault of Taqh- Bostan was built in western Iran by  using an innovative composition techniques in the last years of Sassanide era.  

Finishing this artwork was a message of constancy , wrapped in the complicated structure and astonishing designs of the great vault , supported by the sturdy rocks of the mount which seems to stay steady forever . 

Designs of this vault presents all cultural mysteries from various aspects . It can be considered as a source of information which lets us to know about Sassanide era.  

The paoper material , chosen for the specific order , the correspondence of the place to the used material , the techniques , accessibility of the surface , the appropriate layout of the designs and the designs themselves all refer to a clear yet implicit and mythical meanings from semiologic point of view which offers new approaches to consider this prominent work .   

 

 

 

 

نوشته : حمید رضا محبی در ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظروز۱۳۸٥/٩/۳٠


فرهنگ و هنر در دوره ی ساسانی

         ساسانیان با فرهنگی بر مبنای ایران دوستی ، نژاد و خون و بازگشت به سنت های گذشته با محوریت دین زرتشت و آیین مزدیسنایی آغاز نمودند . اردشیر اول ، خود را به عنوان یک وارث معرفی می کند ، لذا وظیفه ی خود می داند که به حفظ و صیانت آن چه که مرده ریگ آیین شهریاری است ، بپردازد و هَم خود را در بازسازی گذشته صرف کند . ساسانیان حتی پا را از فرهنگ و سیاست هخامنشیان عقب تر گذاردند و چهره و نمودی الهی برای خود قایل شدند .[1]    «اهورامزدا » در چهره و موقعیتی انسانی و همتراز با شاه ، و رفتار و فعل او برابر با اعمال شاهانه در زمین طرح می شود . خدایان دیگر نیز جایی برای خود یافته و در موقعیـت های تعیین کننده تری نسبت به قبل ، قرار می گیرند . تصاویر رسمی شاهی شکل و الگوی خود را از سنت های سده های پیشین اخذ می کنند و هر آن چه نماد ها و نشانه های کهن آیین مزدیسنایی ست ، یک باره زنده شده و به کار گرفته می شوند .[2]

     فرهنگ ساسانی در ابتدای کار خود نیازمند اقتدار سیاسی و نظامی و در مرحله بعد اقتدار مذهبی ست. اگر اقتدار را « قابلیت ایجاد اطاعت »[3]  تعریف نمایم ، ساسانیان کوشیدند تا تمامی سرزمین های ایرانی را در چهارچوب اقتدار سیاسی ، نظامی و مذهبی خود به صورت یک واحد یگانه ی فرهنگی ملی درآورند . این واحد یگانه ی ملی ، که برخاسته از ایده ی سیاسی بزرگی بود و به صورت یک جهش سیاسی ناگهانی خود را نمودار ساخت ، نیازمند فرهنگی منسجم و یک پارچه بود تا بتواند از جنبه های گوناگون خود را تقویت و تثبیـت نماید .

     کوشش ساسانیان در راستای تدوین و نگارش متون مذهبی و ایجاد تشکیلات منظم مذهبی و آموزشی روحانیان زرتشتی،که تمامی باورها و سنن را یک دست و آن گونه که ساسانیان می خواستند ، می نمود ؛ طرح زبان فارسی میانه به عنوان تنها زبان رسمی سراسر ایران و بوجود آوردن ادبیات موسوم به پهلوی[4] ؛ شکل گیری کارگاه های سلطنتی در زمینه ی تولید اشیاء و ظروف فلزی مجلل با طرح ها و نقوش کهن شرقی و به کارگیری روش های خاص نظامی و آموزشی که از گذشته های دور در باورهای اوستایی باقی مانده بود ، را باید در این رابطه ارزیابی نمود .  

     این ایده ی بزرگ ساسانی ، هر چند بر بستر اجتماعی یک نیاز تاریخی در دوره های قبل ، شکل گرفته بود[5]، در ماهیت خود دارای ویژگی های خاص و ذهنی فراوانی است ، لذا تولیدات فرهنگ ساسانی در زمینه های ادبیات ، شعر ، نقاشی ، معماری ، نقش برجسته های صخره ای و ظروف مجلل جملگی درخدمت تجلیل و بزرگداشت فرهنگ حاکم و جنبه های خاص و ذهنی فوق العاده قوی آن است .در نشانه های این فرهنگ ، هیچ نشانه و نمودی از زندگی سایر طبقات مردم دیده نمی شود ، هرآن چه که نمود می یابد در دنیایی پر از موفقیت های سیاسی و نظامی و یا نشان هایی برای نیک بختی و سرور و شادمانی ست . ابعاد و اندازه ها برای انسان های فوق العاده ای ست که اعمالی خارق العاده از آنان سر می زند و در دنیایی سوای زمان و مکان جاری بسر می برند ؛ دنیای که دور از دسترس سایر مردمان است و آنان تنها می بایست متأثر از غرورآفرینی وافتخارآوری و ستایش از پیروزمندان باشند .  

     تاریخ نویسی به معنی ثبت وقایع مهم ، در دوران ساسانی از جایگاه والایی برخوردار بوده است ، هرچند که از خدای نامه ها ، اندرزنامه ها و سایر کتبی که تاریخ نویسان اسلامی از آنان یاد می کنند ، کمتر اثری باقی مانده است .

     « از آثاری که از دوره ی ساسانی در دست است چنین بر می آید که شاهان این خاندان به ثبت و ضبط وقایع خاصه آن چه که باعث شهرت و آوازه ی نام ایشان می شده ، علاقه ی بسیاری داشته اند و این علاقه در آثار مؤلفین عرب نیز منعکس شده است . جاحظ گوید : « ایرانیان به واسطه ی میل و رغبت فراوانی که به حفظ آثار و اخبار داشتند ، وقایع بزرگ و کارهای عظیم خود و همچنین اندرزهای سودمند و اموری را که موجب شرف و سرافرازی ایشان می بود در دل کوه می نگاشتند و یا در بناهای بلند و استوار به یادگار می گذاشتند ، و بدین سان آن ها را از خطر زوال محفوظ داشته برای همیشه پایدارمی ساختند .»[6] 

      سرگذشت بزرگان و یا سرداران نامی و پهلوانان دوره ی ساسانی یا پیش از آن ، موضوع داستان هایی می شود که در دوره ی ساسانی نگاشته می شوند ، از آن جمله اند : داستان بهرام چوبینه ، شهربراز و پرویز ، رستم و اسفندیار و ... . این شکل از ادبیات حماسی و قهرمانی آن چنان قوی و مؤثر بوده اند که به صورت سنتی رایج در دوران اسلامی نیز تداوم می یابد . آن چه که در این داستان های حماسی می گذرد و یا روایت می شود «از هر بابت فراتر و بزرگتر وگسترده تر از اندازه های معمول زندگی و واقعیـت عادی است .» [7]

     « اقتضای معنوی و فرهنگی دوره ی ساسانی سبب شده که دو کارکرد متناسب با نیازهای آن دوره در آرایش تاریخی ـ حماسی داستان ها مورد تأکید قرار گیرد و در هم آمیزد . نخست این که وجهی کاملا"معنوی ـ مذهبی به کل صورت مدون بخشیده شود ؛ دوم این که بر ضرورت سیاسی ترغیب مردم به حفظ وحراست ایران و تقویت غرور ملی به گونه ای که خود آنان می طلبیده اند ، تکیه شود.»[8]

     اصلاحات اجتماعی ، یا به گفته « آلتهایم » ، فئودالیسم خسرو انوشروان ، قدری از جنبه های ذهنی فرهنگ مذکور کاست .همان گونه که در عرصه های اقتصادی و مدنی ، جنبه های اداری و عینی شکل می گیرند ، در عرصه فرهنگی نیز شاهد شکل گیری و شکوفایی دوره ی درخشانی از فعالیت های علمی و ادبی هستیم .

       علاوه بر فرهنگ ملی ، ساسانیان ، تحت تأثیر جریان های فکری و فرهنگی شرق و غرب نیز بوده اند . نفوذ عناصر تفکر هندی از شرق ، چه از طریق مبادلات تجاری و چه از طریق برخورد با اقوام مهاجم شرقی و حضور پزشکان هندی در گندی شاپور از یک سو و حضور و نفوذ مسیحیت و تفکرات نوافلاطونی و فرهنگ رومی که از طریق سرزمین هایی که مدام بر سر آنان میان ایران و روم کشمکش سیاسی و نظامی بود ، فرهنگ ایران ساسانی را به محل برخورد و تلاقی خود بدل کرده بودند . ساسانیان بنا به موقعیت های سیاسی ، گاه سیاست چشم پوشی و تساهل را به کار می گرفتند و گاه با شدت عمل و حتی تصفیه های خونین بر علیه آنان اقدام می کردند .

     یکی از مهمترین ثمرات برخورد و تلاقی شرق و غرب در ایران ساسانی ، نهضت ترجمه ای است که بدنبال یک سلسله سفرهای روشنفکران ایرانی و حضور دانشمندان یونانی ، هندی و مسیحیان سریانی در ایران شکل گرفت . زبان فارسی پهلوی در این مقطع نقش واسطه ای را پیدا کرد تا غربیان را با شرقیان پیوند دهد و حاصل آن پیشرفت های علمی گردد که در دوران اسلامی تحقق یافت . اکثر محققان جایگاه ایران ساسانی را تنها در گردآوری و انتقال علوم می دانند وعلتش را هم وضعیت اجتماعی جامعه ساسانی معرفی می کنند . « اینوسترانتسف » در این باره می نویسد :

     « در خصوص فعالیت نسبتا" دامنه دار ایران ساسانی ما بحث کرده ایم . این فعالیت بیشتر از این جهت دارای اهمیت است که در حکم حلقه ی اتصال بوده ، یعنی اولا" علوم یونان را به مشرق انتقال می داده و ثانیا" علوم مذکور را با میراثی که ایران ساسانی از زحمات متمادی علمی فرهنگ های سامی آسیا و از علوم هندی بدست آورده بود ادغام می کرده . نمایندگان اصلی این فعالیـت ایرانی ها نبوده اند بلکه مسیحیان مخصوصا" سریانی ها ، نسطوریان و مونوفیزیت ها بوده اند که از مکتب ادس بیرون آمده بودند .»[9]

      و در دنباله می افزاید :

     « در باره ی شرکت ایرانیان در این فعالیت مشکل می توان اظهار نظر کرد و در هر حال فعالیت مذکور چندان مهم نبوده . باید متذکر شدکه خاصیت این فعالیت چنان بوده که مجال ومیدان مناسب برای بوجود آوردن آثار بکر ( علمی ) نمی داده است و اغلب به صورت گردآوری آثار دیگران و ترجمه و تفسیر تألیف های دانشمندان یونانی و هندی در فلسفه و نجوم و پزشکی وریاضی و فیزیک و امثال آن بوده . فعالیت معنوی ملت ایران در عهد ساسانیان در این زمینه نبوده... .»[10]

     « اینوسترانتسف » عمده فعالیت معنوی و فرهنگی ایران ساسانی را که حتی پس از سقوط ساسانیان نیز تداوم یافت و بر سایر ملل و اقوام نیز تأثیر گذارد ، « سنت ادبی تاریخی یا پهلوانی ایران »می داند .«فرانتس آلتهایم »در تجزیه وتحلیل خویش از رمان اسواری بهرام ـ که به زندگی بهرام چوبینه می پردازد ـ نیز به این مسئله به طور ضمنی اشاره دارد . شکل گیری اشراف سواره نظام در اواخر دوران ساسانی وبدنبال آن بوجود آمدن ادبیاتی که به توصیف وشرح ماجراجویی ها ودلاوری ها و ستایش عظمت های ازدست رفته ی قهرمانان و پهلوانان و شاهان با مایه های افسانه آمیزمی پردازد ، نوعی تلاش در جهت بازسازی و یادآوری گذشته ای است که در حال فروپاشی است . شکل و ساختار این سنت ادبی ، تنها در اواخر دوره ی ساسانی پس از یک سلسله اعوجاجات بزرگ مذهبی و سیاسی و اصلاحات خسرو اول است که فرصت ظهور می یابد ، و از دل سنت های شفایی روایت داستان ـ سروده های پهلوانی و حماسی ، قالب ادبی  متولد می شود که تمامی سنت های اخلاقی ایرانی را در خود جمع آورده و به صورت «رمان » های ادبی عرضه می کند.[11]

     « آلتهایم » در باره ی مضمون رمان اسواری بهرام ، می نویسد :

     « رمان بهرام با آثار آغازین قرون وسطی که همگی اضمحلال را می ستایند و به عظمت سپری شده نظر دوخته اند ، در یک صف قرار می گیرد .این ها روانشناختی و ، به زبانی دیگر ،انگیزه مند نیستند بلکه ماوقع را در عظمت نازدودنیش بزرگ و ساده نشان می دهند .کجاست آن نوشته ای که این گونه ازوظایف و تضاد وظایف سخن گوید ! چاکر و شاه ، پدر و پسر ،مهمان و مهماندار ، موضع پادشاهان در قبال یکدیگر ، سپاسگزاری و کین خواهی ، و وفاداری و سرکشی که بیش از این احتیاج به شمارش نیست . همه جا سخت ترین معیارها گذارده می شود : به پهلوانان و همچنین شاهان ، به دوستان و همقطاران ، و به زیردستان .هیچ کس مبّرا از انتقام نیست هر چند تحت انقیاد عمل کرده باشد و حتی اگر به میل و اراده ی خود بدان دست یازیده باشد . اما هیچ کسی هم تعلل نمی ورزد در این که مسئولیت عمل خود را به عهده گیرد و آن را بی شِکوِه و سربلندانه پذیرا می شود . این ها مردان و صفات مردانه ، پهلوانان ، و شرافت پهلوانانه ای است که فضای این رمان را سرشار می کند و حتی طبیعت ناهمگونی همچون خسرو را تا تمامی فرازش بالا می کشد .این دنیا ، دنیایی مردانه ، اما همزمان دنیایی عمیقا" بدبینانه و ، فراتر از آن ، سوگناک است . آگاهی محض از جهت یافتن سوگ در این جا شگفت آور است . با این همه ، در همه جا نمایان می شود و ویژگی خود را بی همانند به این مسلما"بزرگترین اثر ادبیات قرون وسطی می بخشد .»[12]  

     اگر به نقوش طاق بزرگ طاق بستان ،آخرین اثر هنری صخره ای ساسانیان ،نظری دوباره بیافکنیم ، پیکره ی سواره ی عظیم الجثه ای را می بینیم که با تمامی برجستگی فوق العاده اش که در تاریخ نقوش صخره ای ساسانی و ماقبل آن ، بی نظیر است ، به صخره ی ستبر کوه اتصال دارد و همچون عکسی ساکت و خاموش ، ما را به دنیای از دست رفته ی گذشته رهنمون می کند و احساسات ما را بر می انگیزاند ( تصویر 19 ).[13]

 

۱. یکی از القاب شاهان نخستین ساسانی ـ از اردشیر اول تا شاپور دوم ـ « ... که چهره از ایزدان دارد » می باشد . در صورتی که شاهان هخامنشی خود را مجری دستورات الهی می دانستند .

۲.. « هنر ایران دوره ی ساسانی که حاوی نمونه هایی بسیار از حیوان های وحشی ، پرندگان ، موجود های افسانه ای و مظاهر گوناگون و تصویر گل ها و رستنی ها است و نیز همه ی آن چه که به طور معمول نقش های ساسانی نامیده می شود تا دهه ی هشتم سده ی سوم میلادی موجود نبوده است .»  ( لوکونین ، ولادیمیر گریگورویچ ؛ پیشین ، ص 148 )

۳ . پوپر ، کلود ؛ درآمدی بر انسان شناسی ؛ ترجمه ی ناصر فکوهی : تهران ، نشر نی ، 1379 ، ص 157 .

۴. بویس ، مری ؛ تاریخ کیش زرتشت ، اوایل کار ؛ ترجمه ی همایون صنعتی زاده ؛ تهران : انتشارات توس ، 1374 ، صص 147 ـ 146 .  

۵ . « ... لذا می توان حدس زد که آن چه سبب وحدت ملی برای اولین بار شده است فشار عوامل خارجی بوده است . » ( گیرشمن ، رمان ؛ ایران از آغاز تا اسلام ، ترجمه ی محمد معین ؛ چاپ هفتم ؛ تهران : انتشارات علمی و فرهنگی ،1368 ، ص 119 )                                  

۶ . محمدی ، محمد ؛ فرهنگ ایرانی پیش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامی و ادبیات عربی ؛چاپ چهارم ؛ تهران : توس ، 1374 ، ص 151 .

۷  .مختاری ، محمد ؛ حماسه در رمز و راز ملی ؛ تهران : نشر قطره ، 1368 ، ص 23 .  

۸.همان ، صص 59 ـ 58 .  

 ۹. اینوسترانتسف ، کنستانتین ؛ تحقیقاتی در باره ی ساسانیان ؛ ترجمه ی کاظم کاظم زاده ؛ تهران : بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، 1351 ، ص19 .  

۱۰. همان ، صص 20 ـ 19 . دکتر سید حسین نصر در مقایسه میان ایران پیش از اسلام و بعد اسلام ، همین مطلب را به گونه ای دیگر بیان    می کند . برای مطالعه ن ک به : نصر ، سید حسین ؛ جاودان خرد  ؛ به اهتمام دکتر سید حسن حسینی ؛ جلد اول ؛ تهران : سروش ، 1382 ، صص 65 ـ 62 )  

۱۱. برای اطلاعات بیشتر ن ک به : مختاری ، محمد ؛ حماسه در رمز و راز ملی ؛ تهران : نشر قطره ، 1368 .

 

۱۲. آلتهایم ، فرانتس ؛ پیشین ، ص 262 .

۱۳. ن ک به : محبی ، حمید رضا ؛ نشانه ها در طاق بزرگ طاق بستان ؛ هنرهای زیبا ، نشریه ی علمی ـ پژوهشی دانشکده ی هنر های زیبا دانشگاه تهران ، شماره 23 ، 1384 .


نوشته : حمید رضا محبی در ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظروز۱۳۸٥/٩/۱۸


سیر تحول دینی در دوره ی ساسانیان

     سیاست دینی ساسانیان از همان جهش های اولیه سیاسی خود ، بر پایه ی پیوند بین دین و سلطنت استوار بود .نیای اردشیر اول ، سر سلسله ی ساسانیان ، ساسان نامی ست در شهر استخر فارس که سمت ریاست معبد ناهید ( آناهیتا ) را بر عهده داشت  . « اینان حکومت اشراف و حاکمیت مذهبی را در هم آمیختند و علاوه بر مقام شاهی سرپرستی بزرگترین پرستشگاه زرتشتیان را نیز داشتند . بدین روال ساسانیان عنوان « پریستار » پرستشگاه آناهیتا را به همراه گاه و افسر شاهی پارس به چنگ آوردند . »[1]

     وحدت دینی از جمله ضرورت های لازم یکپارچگی سیاسی بود که ساسانیان می بایست بدان دست می یافتند . لذا کوشش های روحانیان زرتشتی پارس در دهه های نخستین روی کار آمدن ساسانیان ، جملگی در ایجاد وحدت دینی و جلب نظر روحانیان سایر مراکز قدرت در ایران زمین بود. گردآوری اوستا و تدوین مکتوب آن به عنوان منبعی مشخص و یگانه برای امور دینی و برپایی پرستشگاه های دولتی وانواع و اقسام حمایت های مادی و معنوی که از آن ها به عمل آمد ، در این راستا بود که تحقق یافت .مناصب دینی دارای سلسله مراتبی معینی گردید و به عنوان بخش مهمی از ساختار قدرت سیاسی مطرح شد .[2  قدرت روحانیان زرتشتی آن چنان بود که در مقاطعی از تاریخ ساسانیان ، تعیین کننده بودند تا به جایی که شاهی را خلع و یا به قدرت می رساندند .[3]

     قدرت حاکمه ، تعریف خاص خود را از دین زرتشتی داشت ، لذا آن چه که در دوره ی ساسانی به نام دین زرتشتی و ادبیات زرتشتی مطرح می شود ، با روح ومنابع اصیل و کهن تر زرتشتی همخوانی چندانی ندارد و به وضوح بیانگر دخل و تصرفاتی است که در جریان تدوین مکتوب آموزه های دینی زرتشتی ، در این دین به عمل آمده است .در نتیجه آن روح آزادمنشی و عدم تعصب دینی هخامنشیان و اشکانیان ، « به مذهبی مقتدر و جامد تغییر ماهیت می دهد . »[4]

     روحانیان زرتشتی دوران ساسانی ، به روشنی دریافته بودند که در برابر قدرت و توان سایر ادیان مطرح در قرون سوم و چهارم میلادی که از شرق و غرب به ایران نفوذ کرده و رو به گسترش بودند ، ضروری است تغییرات و اصلاحاتی در دین زرتشتی داده شود تا بتوانند خود را درتهاجم گسترده ی آن ها حفظ نمایند . از سوی دیگر جنبش های دینی داخل کشور که از دل باورهای مزدیسنایی بیرون آمده بودند نیز ، دین زرتشتیِ رسمیِ دولتی را تهدیدمی کردند . مانی گرایی و جنبش مزدکیان هر چند که پیروز میدان نبردها و کشمکش های سیاسی ـ دینی داخلی نشدند ، اما ضربات مهلک و جانفرسایی را بر پیکره ی باورهای زرتشتیِ رسمی وارد کردند .و در نهایت گرایش دینی زروانی گری ، که آرام آرام در دین زرتشتی نشست می نمود ، دین رسمی ساسانی را بی رمق و ناتوان از مقابله کرد و آن را به صورت مجموعه ای از آداب و احکام دست و پاگیر و کسالت بار با آمیزه ای از عقاید خرافی درآورد . باورهای مزدایی که با تفکر دوگانه ی خود نقش مهمی برای انسان در تعیین سرنوشت خویش و انتخاب راه در فعل و عمل زندگی ، قایل بود و کار و کوشش و تلاش برای بهبود زندگی را تشویق و ترغیب می نمود ، مبدل به تفکری بر پایه ی بی اعتباری دنیا و ترک آن گردید و بخت و قضا و قدر را بیش ازکوشش و انتخاب  در زندگی انسان مؤثر شناخت .[5]

 

۱. لوکونین ، ولادیمیر گریگورویچ ؛ تمدن ایران ساسانی ؛ترجمه ی عنایت الله رضا چاپ سوم ؛ تهران : انتشارات علمی و فرهنگی ، 1372 ، ص 46 .

۲.« روحانیون زرتشتی در این ایام به سه گروه تقسیم می شدند : 1ـ موبدان . 2 ـ هیربدان . 3 ـ آذربدان . رئیس موبدان ، موبدان موبد بود که بالاترین مقام روحانی را داشت ودر پایتخت اقامت می کرد و در بسیاری از مراسم رسمی درباری شرکت داشت ، موبدان موبد در عصر ساسانیان زمانی پس از شخص شاه مقام نخستین را درکشور داشت و گاهی هم پس از بزرگفرمذار نام وی برده شده است موبدان در شهرهای بزرگ وکوچک با اختیارات بسیار مشغول کار بودند و گهگاه در کارهای اداری و سیاسی نیز به مقتضای زمان مداخله می کردند . آموزش و پرورش و قضاوت و دادرسی بر عهده ی هیربدان بود طبقه مزبور فرزندان اعیان و اشراف و نیز روحانی زادگان را تعلیم می دادند ، عامه ی مردم را از تحصیل دانش بهره ای نبود .آذربدان در آتشکده ها اقامت داشتند و حافظ و نگاهبان آتش مقدس بودند . اینان علاوه بر مراقبت در حفظ آتش و ممانعت از خاموش شدن آن در مورد پاکیزه بودن محوطه آتشکده ها سعی بلیغ داشتند و همچنین در برگزاری مراسم نماز و کستی بندان کودکان و ازدواج و فوت نظارت می کردند . »( آذری ، علاء الدین ؛ بحثی پیرامون زندگانی و فعالیت روحانیون عصرساسانیاز سخنرانی های پنجمین اجلاسیه ی همایش تاریخ و فرهنگ ایران ، تاریخ و فرهنگ ایران در زمان ساسانیان ؛ انتشارات اداره نگارش وزارت فرهنگ و هنر ؛ آبان ماه 1353،صص 10و 11)                                                                        

۳. « موبدان یا هیربدان که نام برخی از آن ها را در این مختصر ذکر خواهیم کرد در زمان شهریاری ساسانیان در هر فرصتی برای کسب قدرت و سرکوبی دشمنان می کوشیدند و در امور سیاسی و دینی دخالت بسیار داشتند ، اینان در مراسم تاجگذاری شاهنشاهان ساسانی حضور به هم رسانده و تاج را بر سر ایشان می نهادند . موبدان بزرگ گهگاه همچون کشیشان نصاری به اعترافات شاهان در دم مرگ گوش فرا می دادند و وصایای ایشان را مخصوصا" در مورد انتخاب جانشین برای شاهزادگان و رجال و درباریان بازگو کرده و اگر خود راضی به این کار بودند شاه آینده را انتخاب می کردند . در دوره طولانی سلطنت ساسانیان گاهی به روحانیونی بر می خوریم که چون پیشرفت اقلیت های مذهبی را در انتشار دین خود ، مخالف و مغایر مصالح آیین خویش می پندارند ، شاهان را به انجام اعمال خشن نسبت به آنان تشویق می نمایند . یا موبدانی که یار و یاور شاهان بودند و ایشان را همه جا همراهی می کردند و زمانی که مسئله دشواری پیش می آمد با دانشی که اندوخته بودند معضلات را از پیش پای ایشان برداشته و شهریاران را آسوده خاطر می ساختند . نظر روحانیان بزرگ زرتشتی در مورد انتخاب پادشاهان ساسانی قاطع بود و همچنین حق عزل آن ها را داشتند و به قول کریستین سن اصل قابل عزل بودن شاه اسلحه ی خطرناکی بود در دست موبدان ، اگر چند مدعی برای سلطنت پیدا می شد و هر یک از آن ها متکی بر یک فرقه از نجبای عالی مرتبت بودند رأی روحانی اعظم قاطع می گردید ، اگر چه او نماینده ی قدرت دینی و مظهر ایمان و اعتقاد مذهبی ملت محسوب می شد . »( آذری ، علاء الدین ؛ بحثی پیرامون زندگانی و فعالیت روحانیون عصر ساسانی  از سخنرانی های پنجمین اجلاسیه ی همایش تاریخ و فرهنگ ایران ، تاریخ و فرهنگ ایران در زمان ساسانیان ؛ انتشارات اداره نگارش وزارت فرهنگ و هنر ؛ آبان ماه 1353، صص 8 و 9 )   « کرتیر( روحانی متنفذ دولت نو پای ساسانی که نقش مهمی در حفظ سنت های کهن مزدایی و مقابله با نفوذ سایرمذاهب ایفا نمود . ) در جاهای مختلف استان پارس در کنار کتیبه ها و نقش برجسته ها ی سلطنتی ساسانی ، شرح حال خود را بر روی سنگ برای آیندگان به یادگار گذاشته است . قدرت و نفوذ نهایی او در نیمه دوم سده سوم میلادی از آن جا معلوم می شود که یگانه فردی بیرون از خاندان سلطنتی است که اجازه یافته شرح احوال و کردار خود را بر سنگ بنویساند یعنی کاری که فقط به شاهان یا احتمالا" شاهزادگان ایرانی اختصاص داشته است .»( دریایی ، تورج ؛ شاهنشاهی ساسانی ؛ ترجمه ی مرتضی ثاقب فر ؛ تهران : انتشارات ققنوس ، 1383 ،  ص 67 )                           

 

۴.« ‌در سال چهارم میلادی ، امپراتوری های ایران و روم کاملا"‌به تمرکز و دیوان سالاری گرویده بودند . این تمرکز ، هم چنان که لاپیدوس می گوید ، به طور روز افزونی نهادهای مدنی جوامع باستانی را از بین برد و قدرت های جبار دولتی را جایگزین تعاونی های مستقل شهری کرد . و در همین هنگام بود که آیین سکولار زرتشت به مذهبی مقتدر و جامد تغییر ماهیت داد .» ( قندچی تهرانی ، داود ( مسعود ) ؛ اقتدار گرایی ( رساله ای در باره ی فردیت )‌ ؛‌ تهران : نشر همراه ، 1379 ، ص 21 )

۵.« در این وقت عقیده ی زروانیان ، که در عهد ساسانی شیوعی یافته بود ، موجب شد که مردمان اعتقاد به جبر پیدا کردند ، و این به منزله ی زهری جانگزای بود ، که روح مزدیسنی قدیم را از پای در آورد . » ( کریستین سن ، آرتور ؛ ایران در زمان ساسانیان ؛ ترجمه ی رشید یاسمی ؛ تهران : انتشارات نگاه ، 1384 ، ص 421 )

     « به عقیده ی زنر ، استاد دانشگاه آکسفورد که تحقیق مفصلی در باره ی زروانیان کرده ، آیین زروانی شعبه ای از دین زردشتی بوده است ، و برای آن پدیده آمده ، تا به نبرد پایان ناپذیر میان اهورامزدا و اهریمن خاتمه دهد . این آیین ، راه میانه و سازش است .  زروانیان چنین ادعا می کردند که نیکی و بدی ( اهورامزدا و اهریمن ) دو گوهر توأمان اند ، و زروان یا » زمان نامتناهی » پدر آن هاست ؛ بدین گونه به جای گوهر دوگانه که خاص آیین رزدشتی بود ، گوهر سه گانه عنوان شد ، یعنی خوبی ( اورمزد ) ، بدی ( اهریمن ) ، و داور ( زروان ) . در نظر زروانیان ، زروان یعنی زمان که پدر و پدیدآورنده ی اهورامزدا و اهریمن است ، فرمانروای کائنات قرار می گیرد و از همه چیز برتر است . در وجود زروان وحدت خدا جای دوگانگی مزدایی را می گیرد .در آیین مزدایی کوشش و بخت با هم همراهند ، چون تن و جان . برای آن که بار زندگی به منزل برسد ، باید بین این دو تعادلی باشد . در نظر مزداییان ، مسئولیت رستگاری یا گمراهی انسان با خود اوست . بشر در برابر خوبی و بدی و ثواب و گناه ، مختار است و نباید اراده ی آفریدگار را مسئول نیک و بد خویش بشمارد . در آیین زروان ، بر عکس بشر بازیچه ی دست روزگار است و از خود اراده ای ندارد .» (اسلامی ندوشن ، محمد علی ؛ زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه ؛ چاپ چهارم ؛ تهران : انتشارات یزدان ، 1363، صص88 و 89 )


نوشته : حمید رضا محبی در ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظروز۱۳۸٥/٩/۱٢


شکار ، تداوم یک سنت تصویری در هنر ایران

  (متن این گفتار در مجله ی هنرومردم، شماره ی١٠، سال ١٣٨٨، به چاپ رسیده است.)  

شکار ، مبارزه ی جسورانه در برابر حیواناتی بود که از توانایی جسمی برتری نسبت به انسان برخوردار بودند . پوست ، گوشت و استخوان به همراه روح جانور کشته شده از نیازهای ضرور برای زندگی انسان اولیه محسوب می شد . پیشرفت های مادی انسان ، جنبه ی معیشتی شکار را تحت الشعاع خود قرار داد و به صورت آیین های نمایش قدرت و یا مراسم نیایش مذهبی وبه موازات آن ها تفننّی که به پرورش قوای جسمی و روحی می پردازد ، در آمد .

     موضوع شکار در هنرهای تصویری ایران همچون جریانی ممتد ، از نخستین نقوش به جای مانده از ساکنان اولیه ی این سرزمین تا قاجاریه ، حضوری همیشگی و جدایی ناپذیر داشته است ، و این به لحاظ نقش و جایگاه آن در فرهنگ اجتماعی است .در هر دوره ی تاریخی هنرمندان بنا به شرایط اجتماعی و فرهنگی ، موضوع شکار را با ضروریات و کاربردهای خاص خود در قالب های گوناگون هنری به نقش کشیده اند ، از زمان هخامنشیان ، با تشکیل اولین حکومت مرکزی قدرتمند در ایران ، نقش شکار بر روی ُمهرها و به دنبال آن نقوش شکار در بشقاب های ساسانی دارای مفهومی سیاسی نیز می شوند و این روند در دوران اسلامی نیز دنبال می گردد .

                         

     در دوران اسلامی ، نقوش شکار به طور عام به تصویرگری داستان ها و حکایات پهلوانی ایران می پردازد و بر روی ظروف ، پارچه ها ، قالی ها ، و حواشی صفحات کتاب ها جنبه ی تزیینی می یابند . نگاره هایی نیز از صحنه های شکار حاکمان کشیده می شوند که در چارچوبه ی مصورسازی قرار داشته و به عنوان مدخلی بر آغاز کتب عمل می کنند .

                              

     موضوع شکار در هنرهای تصویری ایران در روند تاریخی خود به سنتی تصویری که هنرمندان مقید به پیروی از اصول آن بوده اند ، در آمده و به حیات پایدار و مستحکم هزاران ساله ی خود ادامه داده است .

 

Hunting , The Continuity of a Pictorial Tradition in The Art of Iran 


Hamid Reza Mohebi   

Faculty member of University of Yazd  

E-mail: hmohebii@yazduni.ac.ir

     This assay is to consider the special position of hunting in the Iranian culture from various aspects . It also intends to emphasize on this fact that close relationship between hunting and various aspect of social life , from religion and legislation to education and art , has caused the hunting scenes to be continually depicted .  

Through this continuity depiction of hunting scenes has become a firm essential tradition in different field of Iranian art

نوشته : حمید رضا محبی در ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظروز۱۳۸٥/٩/۱٢


فتح و پیروزی و تجلی آن در هنرهای تصویری پیش از سلام در ایران

     موقعیت جغرافیایی ایران و قرارگیری آن بر سر راه تمدن های شرق و غرب ، تاریخ این سرزمین کهن سال را طوری دیگر رقم زده است . دفاع از زندگی و حیثیت جوامع ایرانی وحفظ یکپارچگی و مجموعیت آن ، در برابر اقوام مهاجم ، سبب گردید تا مردم ایران مدام و پیوسته در حالت دفاعی بسر برده و بخش بزرگی از نیروی مادی و معنوی خویش را صرف امور نظامی کنند . وجود طبقه ی مهم و پر نفوذ ارتشتاران در سراسر تاریخ باستان ایران که وظیفه ی دفاع و پشتیبانی را بر عهده داشتند ، خود نشانه بارزی از این روحیه بوده و تأثیر فراوانی بر فرهنگ و هنر آن نیز داشته است . وجود قهرمانان و پهلوانان و فرامانروایانی که همچون نقطه ای همه ی نیروها را بسیج و سازمان می دادند و شرح دلاوری ها و فداکاری های آنان در قالب داستان ها و سرودهای ملی و قومی ، بیانگر احساس نیاز این مردمان به چنین نیروهای دلیر و شجاعی است تا هم قوم را از بلایای هجوم و غارت و جنگ حفظ کنند وهم الگویی باشند برای جوانانی که درهر لحظه می باید آماده ی نبرد ودفاع باشند .

 

  تصویر۱. نقش برجسته ی آنوبانی نی در سرپل ذهاب .قرن ۲۰ تا ۲۱  پ . م.     

 

     در چنین بستر فرهنگی است که تجلیل و پاسداشت فتح و پیروزی های درخشان تاریخی ، بخشی از فعالیت های اجتماعی و به ویژه هنری را به خود مشغول می دارد .به ویژه پیروزی های تاریخی که سرآغاز دوران تازه ای از تاریخ و فرهنگ می شد . باید همگان ، چه آنان که در رفت و آمدند و در این پهنه ی گسترده ی ملی در گذرند و چه آنان که خواهند آمد ، می دانستند که چه روی داده و غرور و افتخار ملی و قومی خود را به خاطر بسپارند .

     نقوش پیروزی در طول تاریخ طویل ایران ، با تمام کشمکش های سیاسی و آمد و شد اقوام ، حضوری چشمگیر در تاریخ هنر ایران باستان داشته و بر پایه و اصول معین و تعریف شده ای بنیان و تداوم یافته است . دشمن شکست خورده ای که از پای در آمده و پیروزمندی که برپا ایستاده .صف اسیرانی که به بند کشیده شده و صف کسانی که پیروز میدان را یاری رسانده اند . نشانه های تأییدات الهی و آسمانی که پیروزی را تضمین کرده و پشتیبان و حامی پیروزمندان در نبرد بوده اند .

     انتخاب مکان های مقدس ، کوه ها و صخره های رفیع و گران سنگ ، که از دیر باز جایگاه خدایان بوده و بر سر راه های بازرگانی و تجارت بوده اند ، نقوش پیروزی را به مثابه نشانه های اقتدار ، استحکام و تثبیت ملی و سیاسی بدل ساخته که با هیبت عظیم و پایدار خود هنوز هم بر دل تاریخ سنگینی می کنند .  

    این نقوش با تمام عظمت سنگی و جوش خوردگی که با طبیعت دارند ، از توان ، تحرک و جنبشی درونی برخوردارند .چین و شکن لباس ها و نوارها و روبان های مواج ـ به ویژه در هنر ساسانی ـ که همچون بیرق هایی در اهتزازند و حالاتی که بر گرفته از ذهنیت طراحان و هنرمندان سازنده ی آن ها ست ، سکون و خشکی هیاکل تنومند ـ به ویژه پیروزمندان ـ را قابل پذیرش کرده اند .

            

                                    تصویر۳. پیروزی شاپور اول بر امپراتواران روم . نقش رستم . فارس .نیمه دوم قرن سوم م .

 

     نقوش پیروزی با نشانه های مادی و معنوی به کار رفته در آن ها ، از توان و انرژی فرهنگی برخوردار است که بر سر چهارراه فرهنگ های شرق و غرب ایستاد وبا تمام تأثیراتی که ازآنان گرفت ، ولی بیان ویژه ی خود را عرضه کرد .این بیان ویژه ، نقوش پیروزی در ایران باستان را با مشابه های غربی خود ـ امپراتوری روم ـ به کل متفاوت می کند .هنرمند ایرانی تنها به گزارشگریِ موفقیت ها و پیروزی های تاریخی نمی پردازد ، بلکه با گزینش و انتخاب خود ، دست به خلق تصویری بدیع می زند تا مفاهیم کنایی و استعاری خود را در راستای کارکرد فرهنگی و اجتماعی ای که مدنظر بوده و در بستر فرهنگ جامعه جاری بوده است ، عرضه کند .

:Abstract

 

Triumphs And Their Appearance In Pre-Islamic Pictorial Arts Of Iran  

Hamid Reza Mohebi 

Faculty member of University of Yazd

E-mail: hmohebii@yazduni.ac.ir

     Triumph and celebrating it has been an important subject in pictorial arts of Iran in pre-Islamic periods . It has specially been a subject of many rock-reliefs.

Depictation of conquests has grown on the Iranian cultural and social context and has finally made a pictorial tradition with special characteristics . In any era the artists have created prominent art works by the help of defined  symbols and signs .

   Using physical and spiritual signs , triumph designs contain the power of a culture which stood on the meeting point of eastern and western cultures and presented its own special expression inspite of all effects of other cultures . This special statement causes the conquest designs of Iran to be completely different from other similar cases , for instance the ones of  Rome .

   Iranian artists have not content themselves only to report the historical events and victories . They have also expressed  metaphorical concepts with specified cultural and social functions through creating novel pictures .

نوشته : حمید رضا محبی در ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظروز۱۳۸٥/٩/۱٢